بایگانی نویسنده: nasim

گیر فلسفی

این روزها ذهنم بسیار درگیر است بازهم در کار از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود مانده ام آدمها را که نگاه میکنم هرکسی کاری انجام میدهد هدفی دارد و برای رسیدن به ان تلاش میکند اما وقتی پای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

از هر دری سخنی

۱-امیدوارم تعطیلات گذشته به همه خوش گذشته باشد باید بگویم روزهایی که تلویزیون جشنهای تولد پیامبر را نشان میداد و همزمان اخبار کشتار مسلمانان و ادمها را پخش میکرد چقدر دلم برای زحمتهای پیامبر سوخت انگار نه انگار که ادمها … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | یک پاسخ

آن مرد بزرگ آمد

وقتی در میان جمعیتی طرفدار کسی می شوی سعی میکنی تمام رفتارها حرکات لباس پوشیدن حرف زدن غذا خوردن و از همه مهمتر اندیشیدنت شبیه او شود. پس چرا من طرفدار بزرگی هستم که رفتارم شبیه او نیست؟ میلاد رسول … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | یک پاسخ

من و افکارم

هوهوی باد گوشهایم را سنگین کرده صداهای مبهمی از اطرافم می شنوم چراآدمها مثل ماهی دهانشان باز و بسته می شود؟ شاید اینطوری بهتر باشد میتوانم صدای ذهنم را بیشتر گوش دهم اما ذهنم آشفته است افکار پراکنده و درهمی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

دیر نوشتن هایم را ببخشید

خیلی دلم میخواست مثل قبل روزی یک پست میگذاشتم اما دنیا عوض شده همه به سمت شبکه های مجازی موبایل روی اورده اند و کمتر از کامپیوتر استفاده میکنند علاوه بر اینکه دستهای من بی حس شده و نمیتوانم بنویسم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | ۳ پاسخ

چند ماهی که ننوشتم

خبرهای تقریبا زیادی این چندوقت اتفاق افتاده است که به صورت فهرست برایتان مینویسم. ۱-سفر مشهدبه خوبی گذشت گرچه نتوانستم حتی در شبستانها به دلیل شلوغی و ازدحام جمعیت حاضر شوم اما زیارت در صحن ها خودش نعمتی بود پشت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | ۲ پاسخ

با مسائل جانبی چه بکنم؟

پرستارم سه ماهی هست که مرتب می آید تقریبا توانایی هم دارد که کمکم کند اما مثل همه ی پرستارها شعارهای روز اول و فعالیتهای ماه اولش با حالا یکی نیست اما چون میدانم که همه مثل همه اند خیلی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

کتاب خوانی مجازی

با پرستار جدید کلی رفیق شدم زن مهربان و دلسوزی ست تقریبا تمام ورزشهای فیزیوتراپ را یاد گرفته و انجام میدهد و از لحاظ غذایی هم بهم میرسد میشه گفت درست مثل یک پرستار واقعی فقط مشکل اینجاست که سه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | یک پاسخ

روزهای پر ماجرا

قبل از اینکه ادامه پست قبلی را بنویسم لازم است کمی درددل کنم این روزها جهان پر از آشوب و کشتار است و بیشتر این کشتارها اطراف منطقه خاورمیانه و همسایگان ایران اتفاق می افتد از خودم میپرسم آدمها را … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

روزهای پر از درد و استرس و عود بیماری

خاطرتان است که گفتم مادرم بخاطر عمل بیمارستان بستری بودپس از مرخص شدن سه هفته ای خانه خواهرم بود و من و برادرکوچیکترم و پدر در خانه تنها بودیم پرستار قبلی ام توی همین گیرو دار زنگ زد و گفت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | ۲ پاسخ