بایگانی نویسنده: nasim

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.

مساله از من، درمان از شما

گاهی عفونتهای مکرر اداری خسته ام می کنند. حالا سختی گرفتن نمونه، بردن و گرفتن نتیجه از آزمایشگاه به کنار، با مصرف مداوم آنتی بیوتیکها چه کنم؟ سالها پیش کتابی در باره ام اس می خواندم این کتاب، خاطرات یک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۱ دیدگاه

تولدی دیگر

بیستم شهریور آمد و یک سال تقویمی دیگر بر سنم اضافه شد. خوشبختانه چون تولد برادر زاده ی ده ساله ام همین روز است بی سر و صدا برگزار شد. تا چند سال پیش که اوضاع اقتصادی بهتر بود از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۳ دیدگاه

دفن شدن زیرزمین

وقتی عنوان مقاله را دیدم فکر کردم مقاله، در باره یک موضوع حوادث یا باستان شناسی است. اما وقتی نام نویسنده را دیدم فهمیدم موضوع اقتصاد ایران است و با خواندن مقاله فهمیدم ایران و ایرانی مدتهاست که دفن شده … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

برادرم، من، افکارم

خوشبختانه کوچکترین عضو خانواده در سطح یک هم مزدوج شد.هورا، کف، جیغ، سوت. منظورم از سطح یک، پدر، مادر، خواهز و برادره. هدفهای بزرگی توی سرم است. آیا شمع عمر اجازه سوختن می دهد یا خاموش می شود؟ قصد دارم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۲ دیدگاه

لطفا به من بگویید!

دوستان آیا شما می توانید واسم کامنت بگذارید.؟ و کامنت گذاری باز هست؟ یک موضوع دیگر اینکه از حمره و هدایت و سایر بچه ها خبر دارید؟ 7

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۱۲ دیدگاه

آرزوی من

یکشنبه بیست و پنجم تیر مراسم عقد برادرم در تهران برگزار خواهد شد. به احتمال زیاد من نمی توانم بروم اما تنها یک آرزو دارم: خدایا به برادرم که به دوست و آشنا، خودی و بی خودی، پدر و مادر، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

درس هایی از فارغ التحصیلان مدرسه بازرگانی هاروارد

آسیب پذیری را در آغوش بگیرید: سندرم ایمپوستر حتی موفق ترین افراد را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. بیایید یک فرهنگ حمایتی ایجاد کنیم که در آن یکدیگر را تشویق کنیم تا ناامنی های خود را بپذیریم و تجربیات … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

عقد برادر کوچکه

برادرم بیست و پنجم تیر در تهران عقد می بندد. نگرانم اما به لطف خدا امیدوار. سی ام خرداد توی منزل دختر بله برون رفتیم. من باتفاق خواهر و سه برادر البته یکی از آنها داماد بود یکی از برادرهایم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

از همه جا همه چیز

نمی دانم از کجا شروع کنم؟برادرم با یک دخترتهرانی نامزد شده. نمی دانم چکار می کند؟ خانواه دختر( مادرش) و عروس خانم دو هفته عید مهمان ما بودند. البته اسفند ماه برادر بزرگم به برادر کوچک کمک کرد تا خانه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۲ دیدگاه

سال جدید مبارک باشد

سال نو دیگری شروع شد. سال گذشته وقایع تلخی را گذزاندیم. فقز، گرانی، تورم، رکود صنعت، کشاورزی، دامپروری، تولیدان شیمیایی، نفتی،معدنی، غذایی، دارویی، نساجی، لباس و پوشاک و … اما باز هم نباید ناامید شد، هنوز خدایی داریم که همین … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید: