بايگانی October 2005
ماشین بابا
دوشنبه، 9 آبانماه 1384
سرم بسیار گیج میرود اما ارامم دیشب ماشین بابا را از جلوی خونه دزدان محترم بردند طفلکی بابا تمام سرمایش همین بود انگار دزدان در ماه رمضان پرکارتر شده اند دعا کنید پیدا بشه . شنبه با روانکاوم تلفنی حرف...
ادامه...
ادمای بزرگ دنیای کوچک
یکشنبه، 8 آبانماه 1384
در دنیای کوچک ما که بعضی بزرگش میدانند گاهی کسانی بزرگتر از خود دنیا دیده میشوند که من مانده ام با چه افسونی اینقدر خودشونو کوچک میکنند تا توی این قفس جاشون میشه پیوست :یه پسر بچه کلاس اولی به...
ادامه...
خانه پدری
شنبه، 7 آبانماه 1384
قصد دارم برم خونه مامانم اخه این کارگرا هر کدومشون یه ایرادی دارن یکی اخلاقن یکی ... ولش کنم که نگفتن بهتره اونجا داداش کوچکه هست منم سعی میکنم گذشته های خوبو بیاد بیارم و بدا را فراموش کنم برام...
ادامه...
خزندگان
چهارشنبه، 4 آبانماه 1384
عبادات همتون قبول دعا کنید واسه همه مردم دنیا و از خدا عاقبت بخیری را بخواهید راستی چند شب پیش یه جانباز هفتاد وچنددرصد مهمونم بود با خنده گفت انفولانزای مرغی پرنده ها را مبتلا میکنه و انسانها را .خداراشکر...
ادامه...
رفتار
دوشنبه، 2 آبانماه 1384
اصلا طرز رفتار با پرستار بگم کارگر بگم را نمیدونم بهشون احترام بذاری یه جوره عتاب کنی یه جوره دیونه شدم وقت مردنه لرزشم به بینهایت رسیده دستام یه لیوان هم نمیتونه نگهداره وای خدایا ایا واسم کسی جز تو...
ادامه...
پیچیدگی
یکشنبه، 1 آبانماه 1384
گاهی انسان در تصمیم گیری دچار مشکل میشه و گاهی میدونه مشکل چیه اما سرشو میذاره زیر برف تا مشکل از چشمش بره اما مشکل همچنان هست که هیچی ریشه هم دوانده نمیخواستم مجهول بنویسم اخه رسم من نیست اما...
ادامه...
سوال من
شنبه، 30 مهرماه 1384
امروز خیلی کسلم یا بابت دردی که ناحیه کلیه هام حس میکنم یا ام اس یا کلافگی ذهنی خودمه در هر صورت بسیار خسته ام دیشب پدر و مادر و خواهر و برادر یکی از شاگردام بعد از افطار اومدن...
ادامه...
عشق
پنجشنبه، 28 مهرماه 1384
عشق از زبان بچه هاي 4 تا 8 ساله گروه متخصص و محققي در يك تحقيق سوالي را از گروهي كودك خردسال پرسيده بودند كه پاسخهايي كه بچه ها دادند عميق ترو متفكرانه تر از تصورات بود سوال اين بود...
ادامه...
گلباران
چهارشنبه، 27 مهرماه 1384
در زمینی که ضمیر من و توست، از نخستین دیدار هر سخن ، هر رفتار، دانه هائی ست که می افشانیم. برگ و باری ست که می رویانیم آ ب و خورشید و نسیمش " مهر " است. گر بدانگونه...
ادامه...
کیف نسیم
دوشنبه، 25 مهرماه 1384
داشتم از اداره با ویلچر برقی میرفتم خونه و کیفم کنارم بود یه موتوری از پشت سر بهم نزدیک شد و نفر پشتی بسرعت کیفم را قاپید ویلچر را متوقف کردم و هاج وواج زل زدم به موتور چندثانیه بعد...
ادامه...
اسیر
شنبه، 23 مهرماه 1384
خسته نالان و تنها در گوشه و کنار دنیا گشتم ماهی های دریاهای ازاد دربند کوسه بودند ستارهای اسمان دربند کهکشان گلهای دشت اسیر بی ابی زمین محتاج باران انسان اسیر عشق و... پیوست یک :کارم زیاده ماجرای دزدی کیف...
ادامه...
لحظه های زندگی
پنجشنبه، 21 مهرماه 1384
تو زندگي لحظه هايي هست که احساس مي کني دلت واسه يکي تنگ شده اونقدر که دلت مي خواد اونارو از روياهات بگيري و واقعا بغلشون کني وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب...
ادامه...
دکتر کلیه
سه شنبه، 19 مهرماه 1384
دیروز پس از ماهها تنبلی کردن رفتم دکتر کلیه البته بگم که خوشبختانه از شنبه یه دختر خانم واسه کارام اومده پیشم و امیدوارم بازم ناز نیاره اخه یه هفته که از روستا بیان از هر شهری شهریتر میشن خلاصه...
ادامه...
شعر رمضان
دوشنبه، 18 مهرماه 1384
نیامدم به سراغت , مرا مگر تو ببخشی گلایه های دلم را به یک نظر تو ببخشی نشسته ام سر راهت چه می شود به نگاهی غریب خاطره ها را در این سفر تو ببخشی مگو نجیب زمانه , ز...
ادامه...
نسیم بررره ای
یکشنبه، 17 مهرماه 1384
انگار دارم نقش کیانوش در سریال مدیری را بازی میکنم با این کارگرای عتیقه ای که واسم میاد باید مث اونا حرف بزنم مث اونا برقصم دروغ بگم تیغ بزنم پاچه خواری کنم و...تنها یک کار ویژه منه غصه خوردن...
ادامه...
عشق ورزی یا عذاب؟
پنجشنبه، 14 مهرماه 1384
آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند خود نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بيدارم نکردی؟ آفتاب!!!! خنجری بر قلب بيمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند دشنه ای نامرد بر پشتم...
ادامه...
پیشی طلایی
چهارشنبه، 13 مهرماه 1384
امروز امتحان تفسیر قران داشتیم بین خانمها و اقایون وزراتخونه البته هر کی توی شهر خودش که در نهایت اول هر استان توی تهران با هم مسابقه بدن منم که هیچی نخونده بودم صبح هول هولکی بالا نرفتم و روی...
ادامه...
اخلاق
سه شنبه، 12 مهرماه 1384
اخلاقم حسابی سگی شده به هزار و دو علت اول کار طاقت فرسا دوم بی استراحتی سوم بی مسافرتی و چهارم بی پرستاری بقیش را هم که میدانید. پیوست یک :غضنفر میره حج و زار میزنه وای خدایا...
ادامه...
انرژی مثبت
یکشنبه، 10 مهرماه 1384
سه شنبه گذشته خانم علایی که ریلکسیشن واسه بچه های انجمن ام اس کرمان کار میکنه رفته بود انجمن و منو ندیده بود احوالمو از بچه ها پرسیده بود گفته بودند کارش زیاده و حالش واسه نداشتن پرستار گرفته اس...
ادامه...
نوشته ای از یکی
شنبه، 9 مهرماه 1384
يكي بود يكي نبود مردي بود كه زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتي مرد همه مي گفتند به بهشت رفته است .آدم مهرباني مثل او حتما به بهشت مي رفت. در آن زمان...
ادامه...
منو اصلی
جستجو
تشکر
3.35
قالب از: Iranianet

XML