پیوست :یه پسر بچه کلاس اولی به...
انفولانزای مرغی پرنده ها را مبتلا میکنه و انسانها را .خداراشکر...
لرزشم به بینهایت رسیده دستام یه لیوان هم نمیتونه نگهداره وای خدایا ایا واسم کسی جز تو...
خلاصه...
با این کارگرای عتیقه ای که واسم میاد باید مث اونا حرف بزنم
مث اونا برقصم
دروغ بگم تیغ بزنم پاچه خواری کنم
و...تنها یک کار ویژه منه غصه خوردن...
اول کار طاقت فرسا
دوم بی استراحتی
سوم بی مسافرتی
و چهارم بی پرستاری
بقیش را هم که میدانید. پیوست یک :غضنفر میره حج و زار میزنه وای خدایا...
احوالمو از بچه ها پرسیده بود گفته بودند کارش زیاده و حالش واسه نداشتن پرستار گرفته اس...