چرا گرفتار شدیم؟

از آدمهای نق نقو بدم می اًمد. هنوز در بسیاری از موضوعات همین جوریم.  اما حالا وقتی از قطعی و کندی سرعت اینترنت در هنگام پرداخت قسطهای متعدد از بانکهای مختلف، خرید پوشک گران، داروی کمیاب و قیمتی، دکتر متخصص خوب و مانده در میهن، فیزیوتراپی خوب و ارزان، سازمانهای حمایتی کارا و تسهیلگر امور معلولین، بودجه مناسب برای معلولین از سوی دولتین، مناسب سازی ساختمانها، وجود رمپ و آسانسور در اماکن دولتی واسه تردد معلولین، استفاده آسان و ارزان از مکانهای تفریحی و سفر و تغذیه مناسب و رژیم میوه و سبزی و صندلی چرخدار وطنی ارزان، پرستاز نگهدار بیماز نود درصد معلول و هزار کوفت و زهر و مار دیگه بحث میشه کاسه نقم اونقدر لبریزمی شه جوری که به فریادی که هیچ شنونده و دادرسی نداره تبدیل شده و این تنها  منجر به افزایش شدت بیماری، ناتوانی و ناراحتی اعصاب و روانم میشه و روانپزشک لازم، پیش جناب مستطاب دکتر دیوانه ها هم که بری میگه وای، سالم ها هم تو کارش موندند شما که هیچ. یعنی با زبان بی زبانی میگه برو شکر کن که هنوز زنده ای. حالا، جا شه که بگم لعنت بر این ح ..و..ت و د…..ت دی.. دار و مدعی … دالت عل…. خدایا کجایی فراموشمان کردی شاید رفتی تو کشورهای د.. من و است…مارگر و دی.. تا تو….آی خدا مگه نگفتی صبر کن و شکرگزار. من دری که به حکمت بسته ام به رحمت باز میکنم پس کو؟ کجاست؟ نکنه تو هم ساخته مغزهای کوچک و یخزده ای؟ سی و اندی سال تحمل رنج و بیماری لاعلاج کافی نیست نکنه مثل اون شوخی معروف می خواهی متل جمیله واست برقصم.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.