سال نو مبارک

آخر امسال که میلاد حضرت زهرا بود و روز زن. با خودم گفتم که من نه فرصت همسری و مادری داشته ام و نه دختر خوبی برای پدر و مادرم بوده ام نزدیک عیده و من به جای کمک به مادر مسن و خسته ام پر رو پرو خوابیده ام و منتظر دیگران،که جمعم کنند.
پرستار سال ۹۴ ام که خانمی جوان دارای سه فرزند است اوخر بهمن ۹۶ آمد و گفت من احتیاج به کار دارم و دوباره برای یکسال قرارداد بست البته اینبار من حقوق بیشتری واسه چهار ساعتش تعیین کردم که خودش گفت زیاده اما من گفتم ساعت کاری شناور بین حداقل چهار به بالا باشه که خودش گفت مواقعی که مدرسه بچه هام تعطیل باشه بیشتر می مانم اما آدمها فراموشکارند و زیاده طلب.دوباره این ماه هنوز چند روز از خدمتش سپری نشده مبلغی بیش از حقوقش درخواست کرده و یکروز نیامده است. چطور بهش بگویم ای بنده خدا باهر روز نیامدنت یا باید سر کار نروم و اضافه کار حذف میشه و روزهای غیبتم بیشتر یا باید پول ساعتی واسه گرفتن کارگری بدهم و یا بمانم خانه و غصه بخورم تا یکی بیاید واسه لقمه نانی و سر سوزن مهری.آااااااااای آدمها کمی انصاف داشته باشید.
باز هم توی تعطیلات، مادر پدرم با هم دعوای شدید کلامی داشتند.آه از آدمهای خودخواه و کینه ای.بیچاره من و برادرم.
سال ۹۶ ماجراهای غمگین زیادی داشت.هم توی دنیا هم توی ایران هم توی خانواده ام از نظر روابط و رفتارهای بین پدر مادر و خواهر و برادرهایم. اما از همه اسفناکتر گمشدگی آدمها از نظر روابط درون فردی و برون فردی بود.انگار همه راه را گم کرده اند و بی هدف و تشنه دنبال آبند واز همه ملموستر حال جسمی و روحی من که روزبروز بدتر می شود و من مدام آرزوی مرگ داشته ام.
سال ۹۶ پستم را پایین تر آوردم و دستمزدم کمتر شده اما استرس کاریم نیز.
اما با همه این فرودها، فرازهایی هم بوده. اول شدنم در مسابقه کتابخوانی مجازی و رفتن یکروزه ام به تهران برای گرفتن جایزه به تنهایی.دیدن دوباره خورشید و فرصت نفس کشیدن بدون کمک. فرصت دیدن خانواده ام و فرصت داشتن درآمدی بدون محتاج بودن به آدمها وداشتن خدایی که در همین نزدیکیست.
سال نو مبارک

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به سال نو مبارک

  1. امید یا ناامید می‌گوید:

    قبل از هرچی سال نو مبارک
    این حرف رو نزن که خوابیدی که دیکران جمعتون کنن بهتر بود بگی سفره رحمت خدا رو پهن کردید که بقیه ازش استفاده کنن
    بنده خدا کار درستی نکرده که با این شرایط شما رو دست تنها گذاشته اما بالاخره سه تا بچه کلی برا مادرشون کلی درد سر دارن
    آه از دعوای پدر و مادرها هیچی نگو که دلم خونه(قبلاٌ)من الان بابایی ندارم خدا بیامرزش
    خدا رو شکر که محتاج نیستی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>