تصمیم بزرگ

دیروز و دیشب بی قراریم در اوج بود..به پرستار موقتم زنگ زدم زودتر بیاید و من هم از شرکت راه بیفتم طرف خانه.آخه دو هفته ایست تشک روهویی که روی ویلچرم بود دزدیده شده شاید تعجب کنید دزدی در یک شرکت معتبر که دوربین هم دارد. خلاصه دوربینها آقا یا خانم دزده را ندیدند و مثل همه دزدیهای مملکتمان دزد پیدا نشد و دستگاههای نظارتی دو تا دوتا پیدایشان شد و گفتند چه معنی دارد کسی تشک ضد درد و زخم بستر را روی ویلچرش بگذارد تا ما را دچار دردسر دزدیابی کند !!!ببخشید رفتم تو حاشیه موضوع اصلی یک رفتن ساده به خانه بود خلاصه پرستاره گفت امروز نمی آید ومن مثل همیشه در آمپاز پرستارهای خوش قول وخوش اشتها در تیغ زدن ناتوانها ماندم.با درد راهی خانه شدم و کمی کلامی با مادرم درگیر.ولی مقصر من بودم آخه درد قوه تعقلم را کور کرده بود دو ساعتی در سکوت و طاقباز روی زمین خوابیدم تا کمی سرحال آمدم با ولع چند تا لیوان آب خورم و ناهاری خوابیده در دهانم گذاشتند.شب که فیزیوتراپم آمد گفت چرا چشمهایت براق نیست و نمی خندی و من گفتم خنده های قبلی هم ادا بوده برای خوشحالی آدمای اطرافم و او گفت فقط واسه خودت زندگی کن در این حال تو ناجی مادی و معنوی دیگران نیستی.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به تصمیم بزرگ

  1. حمزه می‌گوید:

    انشالله حالا حالت بهتر و خوبتر شده باشه و…
    فیزیوتراپت چه حرف زیبائی زده. به نظر من درست میگه ، چیزی که اکثرا انسانها معمولا بهش توجه ندارند و….
    به شخصه من خیلی چیزهارو به خدا واگذار کردم و…

    تنها خدا میداند بهترین در زندگیت چگونه معنا پیدا می کند ،
    من آن بهترین را برایت آرزو میکنم.

  2. امید می‌گوید:

    سلام
    خیلی صبوری آفرین من همیشه دعات میکنم نمیدونم چرا مستجاب نمیشن
    فیزییوتراپت راست میگه ولی مگه میشه بی تفاوت بود

  3. امید می‌گوید:

    سلام
    خیلی صبوری آفرین من همیشه دعات میکنم نمیدونم چرا مستجاب نمیشن
    فیزییوتراپت راست میگه ولی مگه میشه بی تفاوت بود عذر میخوام تکراریه
    انشاالله که حالت بهتر شده باشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>