مدیریت بحران

۱-واقعه پلاسکوی تهران دل همه را بدرد اورد و اشک همه را جاری کرد . این اشک نه بخاطر تنها ۱۵۰۰ میلیارد تومن خسارت بود بلکه بخاطر قربانی شدن عزیزانی بود که بدیل عدم مدیریت بحران ما در ساخت و ساز و اصلاح ساختمانهای قدیمی و تجهیزشان به ابزارهای اطفاء حریق و هشدارو سایر تجهیزات کشته شدند بود .تا کی باید منتظر بحرانهایی از این دست باشیم و همه از مسولیت شانه خالی کنند و فقط شعار در آینده باید …..سر دهند .
۲- نگران برادر کوچکم هستم از کارش زیاد راضی نیست گرچه در یک کارخانه مثلا تخصصی کار میکند اما بیکاری بخش خصوصی را هم مبتلا کرده است انگار یادشان رفته برای آنهایی که استخدام میکنند کار تعریف کنند و عمر جوانان با بیکاری پنهان تلف میشود از طرفی امکانات تهیه مسکن و مخارج زندگی به قدری بالاست که جوان امروزی حتی اگر معمولی هم بیاندیشد نمیتواند از پس اینها بر اید شب گذشته میگفت ما هفت نفر هیچیک بجایی نرسیدیم تو این طوری خواهرم انطوری و برادران جور دیگری. وقتی خوب فکر کردم دیدم به نوعی راست میگوید اما به نوعی دیگر هم چاره ای غیر از انچه عمل کردیم نبود راستی حق با کیست ؟

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>