با مسائل جانبی چه بکنم؟

پرستارم سه ماهی هست که مرتب می آید تقریبا توانایی هم دارد که کمکم کند اما مثل همه ی پرستارها شعارهای روز اول و فعالیتهای ماه اولش با حالا یکی نیست اما چون میدانم که همه مثل همه اند خیلی غصه نمیخورم اما دوماهی هست که پولش را پیش میگیرد و می گوید قرض دارم برادرم خیلی موافق این کار نیست و میگوید اخر ماه باید دوماه صبر کند تا پول کارکردش را بگیرد اما خب من هم چاره ای ندارم احساس میکنم شاید دیگر نتوانم کسی را پیدا کنم بیماری ما را ادمهای ترسویی کرده طوریکه رفتار غیر منطقی ادمها را هم میپذیریم این بنده خدا همسرش در یکی از شرکتهای بازاریابی اینترنتی عضو شده و باید زیرگروه پیدا کند و شرکت به انها وعده داده ظرف یکسال ماشین فلان مارک میخرید و خانه بهمانی گرچه روز اول به همسرش راهنمایی کردم که حرفه و کاراصلیش را کنار نگذارد اما گوش نکرد و مانده با انتظار یکسال بغد تا پولدار شود خب این خانم هم با سه تا بچه باید هم جواب صاحبخانه را بدهد هم جواب اقساط وام را خب مشخص است گرفتاریها خیلی زیاد است اما من چه کنم؟خودم نیازمند کمک هم مادی و هم معنوی ام خوشبختانه تا حالا مادی را پشت سر گذاشته ام اما رفتار غیر قابل پیش بینی ادمها سردرگمم میکند راستی یادم رفت بگویم دوشنبه قرار است با همین خانم و مادرم سفری به مشهد داشته باشیم و پنجشنبه بر میگردیم دعا کنید همه چیز به خیر بگذرد .

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>