خاطره

یکی دو ماه پیش دختر برادرم که دختری هشت ساله،زیبا،کم حرف و صبور است ازم پرسید عمه تو چطور نماز می خوانی؟گفتم:اگر روی ویلچر باشم نشسته و اگر خوابیده باشم خوابیده.بعد با خود فکر کردم حتما با توجه به اینکه من نه می توانم روی زمین بنشینم نه می توانم خم و راست شوم و نه می توانم روی پاهایم بایستم این سوال را پرسیده است. شاید دیده باشید که بعضی ها با آدابی وسواس گونه به سراغ خدا می روند صف اول نماز مسجد،جانماز ترمه،چادر و مقنعه گلدار که بوی گلاب میدهد،تسبیح شاه مقصود،انگشتر عقیق و هزار دنگ فنگ دیگه.بعضی با شلختگی تمام،تند و تند بدون فکر و فقط برای ادای ظاهری واجبی به نام نماز.بعضی ساده،صمیمی،بی هیاهو برای لحظاتی خلوت با وجودی برتر از همه انسانها،برای ازاد شدن فکر از همه تشویشها و نگرانیهای دور و بر در خلسه ای عرفانی فرو می روند تا در سکوتی سرشار از معنویت،احساس و عشق خود را برای تازه شدن دوباره،ادامه راه پر مخاطره زندگی آماده کنند.راستی ما چگونه نماز می خوانیم؟

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 دیدگاه دربارهٔ «خاطره»

  1. حمزه می‌گوید:

    سلام
    امیدوارم خوب باشی
    یه جائی خواندم که مولانا گفته:
    مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانی ،
    حدیث درد فراق تو با تو بگذارم..
    و گر نه این چه نماز بود که من با تو ،
    نشسته روی به محراب و دل با بازارم. (مولانا)

    حرفات منو یاد این جمله انداخت.
    خداحافظ و نگهدارت

      

    [پاسخ]

  2. همایون می‌گوید:

    سلام
    چه زیبا فرمودید :بعضی ساده،صمیمی،بی هیاهو برای لحظاتی خلوت با وجودی برتر از همه انسانها،برای ازاد شدن فکر از همه تشویشها و نگرانیهای دور و بر در خلسه ای عرفانی فرو می روند تا در سکوتی سرشار از معنویت،احساس و عشق خود را برای تازه شدن دوباره،ادامه راه پر مخاطره زندگی آماده کنند.
    لایک

      

    [پاسخ]

  3. همایون می‌گوید:

    سلام
    جسارتا
    یک سوال ؟ آیا تابحال در رابطه با کنترل و یا معالجه ام اس ، به پزشک ” هومیوپاتی ” مراجعه داشتید ؟

      

    [پاسخ]

    نسیم پاسخ در تاريخ ژوئن 27th, 2015 3:03 ق.ظ:

    سلام همایون دوست عزیزم اره یکبار سال 77 در تهران دارو گرفتم اما بطور کامل دوره درمانی را تموم نکردم

      

    [پاسخ]

  4. حامد می‌گوید:

    سلام نازنین.
    من اصلا حال نمیکنم با ام اسیا رابطه داشته باشم ولی نمیدونم چرا حال کردم برات کامنت بذارم.
    میگن اصالت من یزدی کرمونیه
    خودم مقیم تهرانم
    ده ساله ام اس دارم
    شیش هفت ساله ازدواج کردم
    مادرم هم ام اس داره ولی رو ویلچیره
    امیدت به خدا باشه چیز خاصی نیس
    فق باید آرامش داشته باشی
    میتونی ازدواج کنی و حتا مادر بشی
    تازه احتمالشم زیاده که داروش رو به زودی پیدا کنن

      

    [پاسخ]

  5. بهشته می‌گوید:

    سلام دوست خوبم. امیدوارم حالتون خوب باشه. دیدگاه قشنگی راجع به نماز داشتی. افرین بر شما.

      

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.