انچه گذشت

ببخشید دیر نوشتم.بیماری همچنان میتازد.دو هفته ایست که کاردرمانی میشوم و شاید کمی بهتر شده باشم.بیستم تولدم بود و واقعه عجیبی اتفاق افتاد.نی نی برادرم همان روز به دنیا امد.دختر کوچولویی که قرار است اسمش را ستاره بگذارند.زن داداشم سختی های زیادی در دوران بارداری و قبل از ان کشید.برای همین است که بهشت زیر پای مادران است.خلاصه روز تولد خیلی خوش گذشت.خواهرم واسه دخترش که او هم شهریوریست کیکی سفارش داده بود و قرار شدبه جای دهم، بیستم تحویل بگیرد.اخه روز تولد دختر خواهر و پسر برادرم دهم شهریور است.اون روز روی کیک چهارتا اسم نوشته شده بود.من و نی نی و بچه های خواهر و برادرم و شمع تولد نیز علامت سوال بود.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 دیدگاه دربارهٔ «انچه گذشت»

  1. هدایت می‌گوید:

    تولدتون مبارک! :)

      

    [پاسخ]

  2. آرام می‌گوید:

    تولدت مبارک نسیم جان :*
    آرزوهای قشنگت رو آرزو دارم برات :*

      

    [پاسخ]

  3. حمزه می‌گوید:

    نسیم بزرگوار سلام
    شب و روزت به خیر و شادی
    تولد همتون مبارک

    نمیدانم حقیقت خدا چیست
    اما نیک میدانم خدا یک احساس زیباست
    این احساس زیبا همیشه یار و پناهت باشد ، همه..

      

    [پاسخ]

  4. mona می‌گوید:

    مبارکککککک

      

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.