سالی که گذشت3

زمستان 91 معمولی بود جز چند اتفاق .خواهرم با همسر جدیدش مشکل پیدا کردند و حرف من درست از آب درامد و حالا بدون طلاق جدا زندگی میکنند اما با بابا آشتی کردند

 

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 دیدگاه دربارهٔ «سالی که گذشت3»

  1. حمزه می‌گوید:

    سلام
    شب و روزت به خیر و شادی
    انشالله همه چی درست بشه..

    یه دور دیگه هم دور خورشید زدیم
    یه سری پیاده شدند و یه سری سوار
    نمیدونم چند دور دیگه مونده
    امیدوارم این دور به همه خوش بگذره..

      

    [پاسخ]

  2. فلفل بانو می‌گوید:

    امیدوارم سال جدید رو طوری به پایان ببری که دقیقا برعکس اینایی که نوشتی رو بنوسی
    آشتی پدر و مادر
    خوشبختی خواهر
    توانمندی خودت
    بهتر شدن شرایط مالیت
    آزادی برادرات از اعتیاد
    و خوشبختی برادر کوچکت

      

    [پاسخ]

  3. راما می‌گوید:

    ایشالله سال 92 سال فوق العاده ای نسیم جونم
    همیشه سلامت باشی مهربون

      

    [پاسخ]

  4. saeed می‌گوید:

    سلام و عرض ادب فراوان

      

    [پاسخ]

  5. هدایت می‌گوید:

    سلام
    پست «۹۱»تون قابل کامنت دادن نیست! لینکش ایراد داره.
    موفق باشید.

      

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.