چرا

گیج شده ام کارم زیاده از خودم گله دارم بخودم ذهنی و جسمی نمی رسم تنهایی اشکاروپنهان ازارم میده.دلم میخواد همه چی سر جاش باشه اما نمیشه.برداشت ادما ادما از کار من اونی نیست که مورد نظر منه چرا

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 دیدگاه دربارهٔ «چرا»

  1. اميد می‌گوید:

    سلام
    خودتو اذيت نكن
    اين نيز بگذرد

      

    [پاسخ]

  2. راما می‌گوید:

    یک کمی بخود استراحت بده نسیم جونم
    این اشکای پنوونی واسه هممون هستا
    متأسفانه الان همه برداشتا طبق میل ما نیست

      

    [پاسخ]

  3. حمزه می‌گوید:

    سلام به نسیم عزیز
    شب و روزت به خیر و شاد.با محبت خدا.
    فقط میدونم نسیم عزیز سختی های بزرگ تر از اینا رو پشت سر گذاشته و دیر یا زود این هم با سربلندی پشت سر میذاره

    بشنو این نکته که خود را ز غم آزاد کنی
    خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی..

    آخر الامر گل کوزه گران خواهی شد
    حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی..

    گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است
    عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی..

    تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
    مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی..

    اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان
    گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی..

    خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات
    مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنی..

    کار خود گر به کرم باز گذاری حافظ
    ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی..

    ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن
    که جهان پر سمن و سوسن آزاده کنی…(حافظ)

    همه این حرفای حافظ رو به خودم زدم..
    خداحافظ و نگهدار نسیم عزیز و همه

      

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.