اتفاقهای تازه

چند روزیست اتفاقهای عجیبی درزندگیم روی میدهد.اتفاقاتی که گاهی هم خنده دارند و هم اشک اور.دیروز دکتر مغز و اعصاب و گوش و حلق وبینی بودم گوشم چند روزی است وزوز میکند انگار مسافر پروازطولانی مدتیم که پرده گوش هوا گرفته خلاصه دکتر جرم گوشم را در اورد اما هنوز گلویم دردناکه .شاید دندانم مشکل دارد.دکتر مغز واعصاب معاینه کرد و از ناتوانیم با اینهمه درمان تعجب کرد و گفت باید اسپاسم را با خوردن تیزانیدین بطور مرتب کاهش دهم .ام ار ای رنگی داد و ازمایش کامل خون و توصیه به غصه نخوردن و دوری از استرس کرد.وقتی خانه امدم با توجه به خستگی فراوان قید فیزیو تراپی را زدم و ساعت هفت ناهار خورده و ساعت هشت شب چرت میزدم که فریاد پیشی مان مرا از خواب پراند کسی نبود بهش کمک کند و گربه نره گلوی خوشکلترین بچه اش را پاره کرد و من و ناتوانی و اشکهایم بجا ماندیم.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «اتفاقهای تازه»

  1. اسماعیل می‌گوید:

    من که بی خیال دوا و دکتر شده ام.جدیدا بعضی ها تعویض پلاسمای خون را توصیه می کنند.دکترم هم می گوید ضرری ندارد.شما دراین مورد چیزی نمی دانید.ضمنا از گربه نره انتظاری جز این دارید با روباه مکار دیده شده.

      

    [پاسخ]

  2. هدایت می‌گوید:

    فکر کنم منم یه پا دکترم برا خودم ؛‌) غصه نخورین دیگه اینقدر!
    حس می‌کنم خیلی خوشحالم که پیشی ندارم… :(

      

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.