خدا بیامرز

از شنبه تا امروز گیجم خبر رفتن خدابیامرز مثل خبر رفتن نوید شوک بزرگی برایم بود کار نمیتونستم انجام بدم صورتم ملتهب شده بود حرف نمی زدم با خودم میگفتم هچکدوم را ندیده بودم جز عکس و وبلاگشان اما علاقه من به انها از دل بود علاقه من به انها دردمند شناسیشان بود علاقه من به انها دردمندیشان بود منظورم جسم دردمندشان نیست بلکه روح بلند و پرتوان انهاست حتی نمیتوانستم به خودم تسلیت بگم قفل شده بودم دستهایم بی حس و همه همکاران متوجه تغییر بنیادین در من وسکوتم بودند صبح قبل از امدن به اداره کتاب روی ماه خداوند را ببوس را میخواندم ویاد حسن افتادم و با دیدن کامنت رفتنش گفتم چه تله پاتی عجیبی بین ما بود و تنها میگویم خدا/ خدا بیامرز را بیامرزد

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 دیدگاه دربارهٔ «خدا بیامرز»

  1. ماه مون می‌گوید:

    نسیم عزیز این دنیا محل گذر ما آدماست.
    چقدر خوبه که خاطرات خوب از دوستانت برات باقی مونده که از رفتنشون ناراحتی. حتما جای نوید و حسن خوبه آدمایی که مهربون بودن. من نوید رو زیاد نمی شناختم ولی حسن رو چرا می شناختم خدا رحمتش کنه . تو هم مراقب خودت باش.

      

    [پاسخ]

  2. سانی می‌گوید:

    روحش شاد#flower

      

    [پاسخ]

  3. پویه می‌گوید:

    منم هم همینطور نسیم جان البته یک بار از نزدیک دیده بودمش و مدتها با هم تماس تلفنی داشتیم . هنوز باورم نمیشه

      

    [پاسخ]

  4. نازمهر می‌گوید:

    نسيم جان واقعيت اينه که هيچ کدوم ما از عاقبت خودمون خبر نداريم
    اميدوارم خدا همه مون رو عاقبت بخير کنه

      

    [پاسخ]

  5. saeed می‌گوید:

    خداوند رحمتشان کند#flower

      

    [پاسخ]

  6. سوسن جعفری می‌گوید:

    روحش شاد عزیزم … باقی بقاتان …

      

    [پاسخ]

  7. هدایت می‌گوید:

    تسلیت… خدا رحمتش کنه…

      

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.