معلم زبان

پنج شنبه معلم خصوصی زبان تافلم تماس گرفت و با بغض گفت میتونم باهاتون درددل کنم .گفتم البته و ادامه داد میخوام از همسرم جدا شوم و من با تعجب گفتم نه .چرا؟بچه چی میشه .گفت خوشبختانه بچه به سمت من تمایل داره .گفتم اینکه نمیشه با مشاور خانواده صحبت کرده اید؟با همدیگه صحبت طولانی داشته اید تا سنگاتون را وا بکنید دوستانه صحبت کنید و بگذارید و بکذرید .گفت تا حدی اما اون گوشی مامانشه و امروز قول میده و فردا میشکند .گفتم من نمیتونم قضاوت کنم باید یه داور عادل و فهیم حرف دو طرف را بشنود و قضاوت کند در جهت رفع مشکل .گفت قفل درها را عوض کرده تا من وارد خونه نشم و حالا من خونه پدرم هستم .بعد از تلفن او به روابط زن و شوهرا فکر کردم و زبون هم نفهمیدن /خودخواهیشون/زود قضاوت کردن و حرف بیجا و بیمورد زدن و پشیمونی بعد ان و ناگهان ذهنم رفت طرف … خدا کند … جهت سفیدش باشد نه سیاهش.باید منتظر صحبتهای بعدی معلم ماند.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 دیدگاه دربارهٔ «معلم زبان»

  1. راما می‌گوید:

    من فكر ميكنم بايدحرفاي دو طرف رو شنيد
    خوش به حال دوستت كه با تو درد و دل كرده نسيم جونم#blush

  2. شیخ حقگو می‌گوید:

    #sad
    ازدواج فکر میکنم مرموزترین چیز دنیاس واسه همینه که شیخ میترسه مزدوج بشه #grin

  3. محمد درویش می‌گوید:

    درود بر نسیم عزیز
    فکر کنم ریشه مشکلات زناشویی امروز در همان سخن اینشتین است که در پست قبلی نوشته بودی! نه؟

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.