امان از دست خانم ها!

یک خانم 45 ساله که یک حمله قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود.
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید: آیا وقت من تمام است؟
خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد
کشیدن پوست صورت – تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن) -عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم و فقط
به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!
از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين
استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد.
بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیله یک آمبولانس کشته شد.
وقتی با خدا روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه
فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
خدا جواب داد : اِاِاِا شمايييييييد نشناختمتون

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

8 دیدگاه دربارهٔ «امان از دست خانم ها!»

  1. صادق می‌گوید:

    #surprise

  2. سعید می‌گوید:

    #smile
    جالب بود. شاد باشی

  3. سنگ نبشت می‌گوید:

    سلام
    خيلی با حال بود.

  4. اميد می‌گوید:

    سلام#flower
    #laugh #laugh #laugh #laugh #laugh #laugh #laugh

  5. #laugh يعنی نسيم جون ميشه آدم يه کاری کنه که خدا نشناستش؟ #laugh

  6. شهلا می‌گوید:

    سوء استفاده کردن که شاخ و دم ندارد#laugh

  7. سلام نسیم خانم
    ممنون از لطف شما
    این همون داستان بکشمو خوشگلم کنه
    چه میکنن این خانم های عاشق دیده شدن
    وقتی هم نگاشون کنی میگن طرف چشمش ناپاکه
    با آرزوي سلامتي براي شما
    همیشه بهاری و شاد باشید و
    لذت بردن از اونچه كه داري را فراموش نكن بخصوص نفس كشيدن

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.