سیزده بدر89

سیزده بدر رفتیم یک روستا .البته توی اتاقی با تلویزیون .من طبیعت را دوست دارم با صدای اب و پرنده و توپ بازی و تاب بستن وسبزه گره زدن واش رشته و خاک و خل .اخه سیزده مدرن فرقی با خونه نشستن ندارد.یادش بخیر اون قدیما.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 دیدگاه دربارهٔ «سیزده بدر89»

  1. آرام می‌گوید:

    مدتها بود كه ازت بي خبر بودم نسيم عزيزم#flower #kiss

  2. سانی می‌گوید:

    #kiss من سيزده به درم مثه قديما بود ولی دور از خونه

  3. دمندان می‌گوید:

    ما هيچ وقت از اين سيزده به درا نداشتيم…وقتی يکی می‌نويسه باورم نمی‌شه می‌شه اينجوری هم باشه!

  4. دمندان می‌گوید:

    با تبادل لينک موافقيد؟

  5. #smile آره واقعا ياد قديمها بخير

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.