من و تو

چرا من و تو همدیگر را درک نمیکنیم میدانم تو هرگز اصلاحات را نمی پذیری .هرگز حقیقت را قبول نمیکنی .دنیای تو به پول و حسرت و غیبت و دروغ و تمجید الکی از خود و دیگری محدود شده و هرگز نه من و نه هیچکس نمیتوانند اطلاحت کند پس باید خودم را اصلاح کنم .من راه خود را روم و ترا نبینم و نشنوم و نگویم و تنها سکوت و سکوت .اما یادت باشد به توصیه های عاقلانه ات /به دست ودلبازیت/به شور ونشاطت /به دست مهرت/به مهربانیت /به درددل کردن باهات که همیشه از من دریغ کردی نیاز داشتم و تو نه سعی کردی بیاموزی و نه ببخشی و تنها در دنیای کوچک و مادی خود مشغول.یادت میاید چند روز پیش که از پنج بعداز ظهرتا نه شب دعا رفته بودی و من گفتم نبودی که واسم لگن بذاری و تو گفتی چهل سال پدرت نذاشت دعا برم و حالا تو و من شکستم از دعاهای بی محتوا که چیزی یاد نمیدهند جز دل شکستن.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 دیدگاه دربارهٔ «من و تو»

  1. سانی می‌گوید:

    #brokenheart

  2. شهرزاد می‌گوید:

    از خوندش متاسف شدم عزيزم.
    بچه دار شدن در ایران بیشتر از اینکه عشق باشه یک وظیفه به حساب می یاد .تو هم دلت نشکنه ،همه ما ادمها تا زمانی که خدا را داریم احتیاج به کسی نداریم . خدا هم خودش خوب می دونه که کجا و چطوری جواب بده #kiss

  3. راما می‌گوید:

    صبور باش نسيم جون
    خدا با صابرينه#flower

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.