راه

پاهایم دردناک شده اند خیلی دویده ام دیگر توان رفتن ندارم بریده ام حتی قدمهای معمولی هم برایم سخت شده انگار تنم را با سرب پر کرده اند .گاهی فکر میکنم اینهمه دویدن و رفتن چه فایده ای داشت ایا توانسته ام گره از کار کسی باز کنم ایا توانسته ام از نردبان انسانیت پله ای بالا روم ایا لبخند به لبی نشانده ام ایا خدا را راضی از عملکرد ساخته اش کرده ام وای هم پاهایم سنگین شده هم دلم.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 دیدگاه دربارهٔ «راه»

  1. راما می‌گوید:

    نسيم جون اين چه حرفيه
    تو با داشتن همچين وضعيتی از منی که به ظاهر سالم هستم خيلی مهربونتر و گره بازکن تر هستی
    نمونه اش همون پستی که راجع به آبدارچی شرکتتون نوشتی
    که نشون ميده انسان والای هسای
    اين موارد کم نيستن و تو خودت هم خوب ميدونی
    اميدوارم به زودی زود بهتر بشی

  2. اميد می‌گوید:

    سلام#flower
    خداي مهربون ازهمه يك جورتوقع نداره
    توهم كه سنگ تموم مي زاري#applause
    باي#hand

  3. کورال می‌گوید:

    اون روز که با برادرزاده ها و خواهرزاده هات بازی ميکری، آيا دل اونا رو شاد نکردی؟ لبخند به لبشون نياوردی؟

  4. اصلان می‌گوید:

    #flower انشالله که سبکی به وجود شما برگردد . انشالله که تمامی بندگانی که ميخواهند خوب باشند و انسان وار زندگی کنند ، به مقصود برسند. #flower

  5. سانی می‌گوید:

    #heart

  6. شهلا می‌گوید:

    کمی کمتر راه میرفتی خوب#winking

  7. بيات می‌گوید:

    سلام
    تشکر که سر زدی
    بازم سر بزن

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.