معنای عشق

چند هفته پیش دوستم پرسید از سینا چه خبر؟گفتم :بیخبرم.گفت :یادش نمیکنی گفتم :گاهی وقتی سفری میرم اهنگی گوش میدم کتاب سیاسی میخونم و …یادش میافتم .گفت پس بالاخره از او چیزی گرفتی؟گفتم اره من گفتم :بزرگترین چیزی که از او گرفتم عشق بود قبلا عشق به خانواده همکار یتیم و… داشتم اما تو این جریان من عاشق یک مرد شدم.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

10 دیدگاه دربارهٔ «معنای عشق»

  1. کورال می‌گوید:

    خاطرات کم رنگ ميشه… فراموش نميشه

  2. روح الله می‌گوید:

    و اما عشق یعنی حسرت خوردن. من نگویم مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید….#smile #flower

  3. صادق می‌گوید:

    سلام
    خب الان راضی هستی از اين تجربه؟ اگر يه ماجرای مشابه ديگه پيش بياد دوباره اين راه را ميری؟
    اميدوارم جوابت ؛نه؛ باشه چون در غير اينصورت فقط همون عشق به مرد را از اين ماجرا بدست اوردی

  4. شهلا می‌گوید:

    کاشک لیاقت عشقت را داشت#sad

  5. شيخ حقگو می‌گوید:

    منم الان با اينکه يه سالی ميشه که از عشقم دورمو اينا و بايد فراموشش کنم ولی نمی تونم فراموشش کنم#blush

  6. هانيل می‌گوید:

    میتونی واژه مرد رو در موردش بکار ببری؟؟؟

  7. سانی می‌گوید:

    #kiss

  8. nazmehr می‌گوید:

    عشق از اولش که آغاز می شه زجره
    ولی نمی دونم چرا اين زجر انقدر لذت بخشه
    حتی اگه به وصال يار نرسه

  9. سارا می‌گوید:

    زندگی صحنه يکتای هنرمندی ماست
    سعی کن بهترين صحنه ها را از خودت بر جای بگذاری

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.