یک درس

مردي در كنار رودخانه‌اي ايستاده بود. ناگهان صداي فريادي را مي‌شنود و متوجه مي‌شود كه كسي در حال غرق شدن است. فوراً به آب مي‌پرد و او را نجات مي‌دهد. اما پيش از آن كه نفسي تازه كند فريادهاي ديگري را مي‌شنود و باز به آب مي‌پرد و دو نفر ديگر را نجات مي‌دهد. اما پيش از اين كه حالش جا بيايد صداي چهار نفر ديگر را كه كمك مي‌خواهند مي‌شنود. او تمام روز را صرف نجات افرادي مي‌كند كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از اين كه چند قدمي بالاتر ديوانه‌اي مردم را يكي يكي به رودخانه مي‌انداخت.
نتیجه
برخي افراد در سازمانها اين گونه عمل مي‌كنند. در اين سازمانها به جاي درمان ريشه، به كندن برگ هاي زرد رغبت بيشتري نشان داده مي‌شود. به عبارت ديگر به جاي علت يابي و رفع مشكلات، صرفاً به اصلاح آنها مي‌پردازند. آيا بهتر نيست ضمن چاره‌جويي براي عوارض و مسائل پيش‌آمده، بر روي علل هم تأثير گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمايه ها و منابع با ارزش جلوگيري شود؟

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

35 دیدگاه دربارهٔ «یک درس»

  1. دنيز می‌گوید:

    سلام
    خبر جديد ام اس را خواستی در وبلاگم بخوان#flower

  2. آقاي حسين می‌گوید:

    سلام به نسيم
    خوشحالم كه بيشتر مينويسي واين خبر خوبيه اميد كه سلامتي كامل بدست آوري #flower گرچه شايد اين دعا رو زياد شنيده باشي اما من مطمئن هستم در مورد شما كه روزي دوباره ميدويد
    در مورد موضوع امروز كجا اينجا اشتباه مي كني امور بر وفق مراد هست #yawn

  3. صادق می‌گوید:

    سلام
    ياد ميگيريم

  4. سانی می‌گوید:

    باید یه فکری به حال اون دیوانه کرد! #silly

  5. سانی می‌گوید:

    نسیم می دونستی چه صدای نرم و دلنشینی داری؟ هی دوس دارم الکی بهت زنگ بزنم#hug #heart #kiss

  6. سانی می‌گوید:

    #heart #kiss #heart #kiss #heart #kiss

  7. اميد می‌گوید:

    سلام#flower
    گل گفتي#flower #flower #applause
    ولي افسوس درجامعه ما برعكس عمل ميكنند#cry
    #hand

  8. بی بی باران می‌گوید:

    عزیز جان یادت نره اینجا ایران و جهان سوم….راستی با نظر سانی در مورد صدات کاملا و صد در صد موافقم #hug

  9. بب می‌گوید:

    عزیزم شاید هدف هزینه کردن باشه تا در این ولبشو خودشون هم به نوایی برسند.

  10. سانی می‌گوید:

    #party #party #party #party #party #party سلامممممم

  11. سانی می‌گوید:

    بهاااااااااااااااااااااااار کجايييييييييييييييی؟#party

  12. بهار می‌گوید:

    سلام نسيم جان#flower
    واقعيت محض#worried

  13. بهار می‌گوید:

    سلام سانی جون خوبی؟ کجا بودی؟
    خيلی وقته نديدمت#hug

  14. سانی می‌گوید:

    بی بی باران ديدی نسيم صدای نازی داره. من عاشق صداش شدم #eyelash #heart

  15. بهار می‌گوید:

    من با سانی موافقم در کامنت ۵#hug #heart #heart

  16. سانی می‌گوید:

    بهار تو صدای نسيمو شنيدی؟ نظرتو بگو کارشناسی باشه لطفا #eyelash

  17. سانی می‌گوید:

    بهار بيا بريم اون ديوانه هه رو بگيريم بندازيم توی رودخونه! تو سرشو بگير من پاشو. پرتش کنيم توی آب #thinking #silly

  18. سانی می‌گوید:

    چيکار کينم بهار با جوک موافقی؟ #thinking #smug برای خندوندن جماعتی که ميان اين جا؟!

  19. بهار می‌گوید:

    سانی جون من که هر بار با نسيم جون حرف ميزنم دلم نمياد قطع کنم#heart #kiss

  20. سانی می‌گوید:

    یارو میره بنگاه معاملات ملکی. بهش میگن ما یه خونه داریم کنار راه آهنه سر و صداش زیاده ولی بعد از یه هفته عادت میکني.
    یارو میگه ایرادی نداره! این یه هفته رو میرم خونه ی داداشم
    #rolling #grin

  21. بهار می‌گوید:

    اين اسپشيال منو ديوانه کرده هی بايد کامنت دونی رو ببندم هی باز کنم#cry

  22. سانی می‌گوید:

    یکی ميره مكه وقتي برميگرده بهش ميگن چه خبر!!!!!!! ميگه هيچي طبق معمول خدا خونه نبود همه تو حياط ولو بودن#surprise

  23. بهار می‌گوید:

    ای ولللللل#rolling #rolling #rolling
    عجب يارويی بوده#grin

  24. سانی می‌گوید:

    آره منم هی می بندم هی باز می کنم کامنت دونی رو!‌نويد اين کارو کرده که مردم آزاری سخت بشه #rolling #silly #devil

  25. سانی می‌گوید:

    بهار ما که از رو نميريم!‌می ريم؟! #devil به تلاشمون ادامه ميديم برای کامنت گذاری #party #smug

  26. بهار می‌گوید:

    نويد مردم ازار ها رو نميشناسه پس #smug که چه پشتکاری دارن#devil

  27. بهار می‌گوید:

    من اين جک تکراری رو دوست دارم:
    يارو از مکه برميگرده ميگن چطور بود؟
    ميگه همه چيز خوب بود خيلی خوش گذشت فقط يه جای شلوغ داشت که من نرفتم#rolling

  28. سانی می‌گوید:

    يه روز يه همشهري ميبينه همه دوستاش موبايل دارن به جز خودش مي ياد يه كاغذ لوله مي كنه مي بنده به كمرش ميره پيش رفقاش ازش ميپرسن اين چيه مي گه واي بازم فكس رسيد #laugh #party

  29. سانی می‌گوید:

    من برم ناهار باز ميام بهار جونم تو هم استراحت کن تا بيام شيطونی نکنياااا. زياد نشين پشت کامپيوتر #heart #kiss

  30. بهار می‌گوید:

    باشه#rolling #rolling

  31. بهار می‌گوید:

    ساني جون ناهار تموم نشد؟ من خسته شدم از استراحت. من پر كار#grin

  32. اصلان می‌گوید:

    خيلی عالی بود. #flower

  33. خانمه می‌گوید:

    مثالت خيلی جالب بود . واقع درست و بجا .ممنون #heart

  34. طلا می‌گوید:

    #smile #flower

  35. هانيل می‌گوید:

    مهم اينه که اصلاح بايد از جايی شروع بشه ولی اينکه اونجا کجاست معلوم نيست و کسی هم نيست که حاضر بشه تو اين آشفته بازار قدم اول رو برداره#sick

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.