چی شده

دیروز دوستم زنگ زد و گفت یکی دو هفته ندیدت بیا خونه ما .در ضمن گفت امدن خودت بیا موقع رفتن همسرم هست .
بهش گفتم برادرم نیستش ولی اگه پیداش شد چشم .ده دقیقه بعد برادرم اومد گفتم منو بذار خونه فلانی نق زد ماشینم تعمیرگاهه و ساعت شش جایی قرار دارم .بهش گفتم خونش نزدیکه سریع حاضر شدم و با اژانس راهی اونجا .دم در خونه دوستم منتظرباز شدن در بودیم که یه پیرمرده که از کوچه رد میشد از داداشم پرسید این خانم چشه ؟داداش عصبانی منم که دیرش شده بود گفت :از پشت بوم افتاده.من حسابی خندم گرفته بود اما روم نمیشد قهقهه بزنم پیرمرده که باورش نشده بود اومد جلوی من گفت خانم تصادف کردی ؟منم اره در حالیکه لبخند میزدم و پیرمرده هی میگفت خدا جوونا را شفا بده و بعد گفت چکاره این خونه هستید منم گفتم دوستمه گفت خانم خیلی خوبیه هنوز میخواست سوال دیگه ای بپرسه که در باز شد.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 دیدگاه دربارهٔ «چی شده»

  1. سانی می‌گوید:

    نمی دونم والا این پیرمردا هم زیادی میخوان همه چی بدونن!

  2. ديوونه می‌گوید:

    سلام.
    مشکل کامنت هارا نميدانم.
    به آقاخره ميگم

  3. بب می‌گوید:

    طفلک پیرمرد حتما حوصله اش سر رفته بود ودنبال یک مخ می گشته که چرخش کنه#flower

  4. صادق می‌گوید:

    سلام
    ۱- من اخرش نفهميدم تو تصادف کردی يا از پشت بام پرت شدی؟
    ۲- شايد منظور خيری داشته

  5. شهلا می‌گوید:

    یاد خاطه روزی افتادم که یک شوفر تاکسی از من همین سوال را کرد #tongue
    منم گفتم بله تصادف کردم #winking
    گفت جدی؟ چی شدی حالا!!!
    منم بهش گفتم بله من با سرنوشتم تصادف کردم #rolling
    و زدم زیر خنده #laugh

  6. ماندانا می‌گوید:

    خدايش مردم ايران خيلی فضولن

  7. طلا می‌گوید:

    من زياد اسير سوال و جواب های اين پيرزن ها شدم ولی پيرمردها نه . #winking #smile #flower

  8. فرهود می‌گوید:

    فضولاي مهربون خيلي بهتر از فضولاي طلبکارن. نه ؟

  9. شيخ حقگو می‌گوید:

    بيشتر به پيرزمها می خورده تا پيرمردها#grin

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.