من و دکتر

دیروز رفتم دکتر اما چه دکتری نه معاینه کرد و تنها من گفتم چی دارو میخوام و او نوشت گفت چرا موقعی که راه میرفتی میتاکسانترون نزدی
گفتم می ترسیدم
گفت فرادرمانی را انجام بده و امید داشته باش
پیوست : میدانی چرا مرداب ارام و ساکن است چون میخواهد نیلوفر را نگه دارد اگر تو هم میخواهی عشقت را نگه داری ارام و صبورباش

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

68 دیدگاه دربارهٔ «من و دکتر»

  1. رونيکا می‌گوید:

    دکتره گفت؟#thinking
    ايول دکتر#party
    سوت دست جيغ هوار#party #party
    اسم دکتر چی بود؟
    کجا دکتر رفتی؟#thinking
    راستی نسيم من نفهميدم منظورت از کامنتت چيه
    چه زبانی؟
    چه کمکی؟
    و ديگه اينکه از تو بعيده که با فرادمانی حتی بلند شدی يکی دو قدم راه رفتی اما رهاش کردی
    من که کاری به کار کسی ندارم ! هر چی خودت صلاح می دونی#eyelash

  2. سانی می‌گوید:

    نسیم مگه تو یه دکتر ثابت نداری ؟ در مورد اين دکتره که به آرش گفتی هيچ نشونه ای ازش نداری؟ من نشنيدم اسمشو ولی اگه يه نشونه کوچيکم بدی ميرم دنبالش می گردم پيداش می کنم

  3. سانی می‌گوید:

    ضمنا در مورد فرا درمانی ضرری که نداره. چرا امتحانش نمی کنی. #kiss

  4. سانی می‌گوید:

    اينم يه اس ام اس فان برای چهارشنبه سوری: چهارشنبه سوری نزديکه! يه وقت نری از روی آتيش بپری. آ]ه تجربه نشون داده وقتی يه جيگر ميره رو آتيش کباب ميشه! مراقب خودت باش جيگررررررر! #party #kiss #heart

  5. سانی می‌گوید:

    الو الو اين جا کسی نيست؟! #devil من دلم ميخواد اين جا شيطنت کنم. #party

  6. نسیم می‌گوید:

    نه سانی فقط همون اسمی ک به ارش دادم

  7. بهار می‌گوید:

    سلام نسيم جون#flower
    #heart #kiss

  8. سانی می‌گوید:

    باشه نسيم جان من با همون اسم ژرس و جو می کنم بهت خبر می دم

  9. بهار می‌گوید:

    به به ساني جون #hug
    كجايي تو؟ سه 4 ساله خبري ازت نداشتم#smug دلم برات تنگ شده بود#hug

  10. رونيکا می‌گوید:

    سانی اس ام اسم نمياد نمی دونم چرا
    صبر کن الان ميام#eyelash

  11. سانی می‌گوید:

    بهار جونم اومدی؟ اس ام اسم به رونيکا نرسيد. کاش برسه زود بياد #party

  12. بهار می‌گوید:

    دكتر چيه؟ من هم بلدم پرس و جو كنم. به شرطي كه اينجا باشه#eyelash

  13. بهار می‌گوید:

    سلام رونيكا جون#kiss خوبي؟#hug

  14. بهار می‌گوید:

    آيا اسم شيطوني شنيدم؟#surprise رو من حساب نكنيدا#hand من نيستم

  15. سانی می‌گوید:

    سلام رونيکا جونم. من دلبری اس ام اسو نگرفتم فکر کردم نرسيده #grin

  16. بهار می‌گوید:

    اس ام اس دلبري ميكنه؟#surprise سانييييييييي #surprise الان ميام ميكشمممممش#devil

  17. سانی می‌گوید:

    دلبری= دليوری #grin

  18. بهار می‌گوید:

    نه ديگه گفتي. من الان غيرتيم#angry #smug

  19. رونيکا می‌گوید:

    من آپ کردم#grin
    صبر کن کامنت دونی پست قبل رو ببندم

  20. رونيکا می‌گوید:

    نمی دونم چرا اس ام اس من نمی رسه
    البته آخرای کريديتم هست و اصولا اينجور موقع ها آنتن دهی موبايلم مياد پايين#grin
    من با خودم درگيرم ها#surprise
    نمونه بارزش پست امروز
    با اون شکلک مامانيش#heart
    خيلی خنگه
    آدم دلش می خواد بغلش کنه

  21. سانی می‌گوید:

    يه نقطه قرمز که توی آسمون حرکت می کنه می دونی چيه؟
    قلب منه که باری تو پر کشيده؟~

    نه يه مگسه که ماتيک زده #grin

  22. رونيکا می‌گوید:

    سانی لهجه افغانی گرفتی #grin

  23. رونيکا می‌گوید:

    نسيم در مورد کامنتت نميشه همينجا لينک بدم؟#thinking
    يکم سختمه ايميل زدن
    بايد ايميل تو رو در بيارم بعد بنويسم توی قسمت توو ! از همه مهم تر وارد ايميل خودم بشم#silly
    صبر کن همينجا لينک ميدم#surprise

  24. سانی می‌گوید:

    اگه یه لکه آبی روی دیوار دیدی بدون یه مورچه است شلوار لی پوشیده
    اگه یه لکه قرمز روی دیوار دیدی بدون یه مورچه است که ماتیک زده
    اگه یه لکه سبز روی دیوار دیدی بدون گشت ارشاد مورچه هاست اومده هر دوشونو بگیره

  25. رونيکا می‌گوید:

    ايول من کامنت دونيت رو خراب کردم#laugh

  26. سانی می‌گوید:

    به یکی میگن بن بست رو تعریف کن. میگه میری…میری…دیگه نمی ری…#grin

  27. رونيکا می‌گوید:

    همون يه کامنته عيب نداره#surprise
    بخوام برم درست کنم مجبور ميشم وسط لينک اينتر بزنم اون وقت لينک خراب ميشه#worried

  28. رونيکا می‌گوید:

    گويا اوضاع خيلی خيطه #worried
    راستی سانی من بايد برم
    بهار کجا رفت؟
    من درس دارم
    به نازلی قول دادم زبان بخونم#heart #eyelash

  29. سانی می‌گوید:

    رونيکا جونم می دونی که تايپم ضعيفه اين جا هم دارم تند تند تلاش می کنم حروف جا به جا ميشه از فارسی به افغانی تغيير لهجه ميده #grin #sick

  30. بهار می‌گوید:

    خب من اومدم.قاط زده بود#hug

  31. بهار می‌گوید:

    صبر كن ببينم. ساني همين اول بيا سنگامونو وا بكنيم. وگر نه معامله مون نميشه#angry #smug

  32. سانی می‌گوید:

    بريم رونیکا جونم! زيادی هم کامنت بذاريم برای اسپشيال ممکنه مشکل ايجاد کنه. #smile ما که بچه های خوبی هستيم نميخوايم خرابکاری کنيم که #grin #eyelash
    نسيم جونم اميدوارم روحيه ات روز به روز بهتر بشه #flower #kiss

  33. رونيکا می‌گوید:

    انجير رو به ترکه نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، يه چوب بهش چپوندن ، تازه شده گلابي#silly

  34. رونيکا می‌گوید:

    پلیسه به ترکه: مگه نمی دونی اینجا ماهیگیری ممنوعه؟ ترکه: ولی تابلو نزدین پلیس: نزدیم که نزدیم ، زود باش از روی آکواریوم بیا پایین #angry

  35. بهار می‌گوید:

    ساني تو چرا با ايميل من!!!!! كامنت ميذاري؟#thinking اين رسمشه؟ #party #hug

  36. رونيکا می‌گوید:

    بچه: بابا نقاشيم قشنگه؟ بابا: آره پسرم , چي كشيدي؟ بچه: يه گاو كه داره علف ميخوره ! بابا: كو علفا؟ بچه: گاوه خورد ! بابا: پس كو گاوه؟ بچه: علف خورد رفت#eyelash

  37. رونيکا می‌گوید:

    ترکه تو اردبیل میمیره اعلامیه اش رو میزنن به دیوار … تو انتخابات رای میاره #smug

  38. بهار می‌گوید:

    يارو يه چيزي ميره تو چشمش ميره جلوي آينه فوت ميكنه. اون يكي يارو مياد ميگه: تو فوت نكن بذار اون فوت كنه#rolling #grin

  39. رونيکا می‌گوید:

    مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن#grin

  40. رونيکا می‌گوید:

    يه ترکه، يه جسد مي بره پزشكي قانوني.بهش ميگن: چطور مرده؟ ميگه: سم خورده.ميگن: پس چرا زخميه؟ ميگه: آخه نمي خورد#eyelash

  41. سانی می‌گوید:

    #hug #party #party

  42. رونيکا می‌گوید:

    يه تركه راديولوژيست مي شه يه مريض مياد جواب عكسشو بگيره بهش مي گه يه دنده سمت راست قفسه سينتون شكسته كه من تو فتو شاپ واستون درستش كردم #smug

  43. بهار می‌گوید:

    غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن (پره هاي هلي کوپتر!)

  44. سانی می‌گوید:

    بهار جونم ايميل منه ها. مطمئنی ايميل توه؟ پسوردشم دارم #grin
    ×،*)٪،٪×،٪×،¤٪٪פ٪ ايناهاش #devil

  45. رونيکا می‌گوید:

    آقا ما رفتيم#grin
    بای #hand #eyelash

  46. بهار می‌گوید:

    غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه … کسي به زولوبيا دست نزنه!

  47. بهار می‌گوید:

    #surprise #surprise #surprise #surprise
    اسرار رو جار ميزني رو نت؟#surprise #sick #grin #tongue

  48. بهار می‌گوید:

    از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
    پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»

  49. بهار می‌گوید:

    يك نفر خودش را به موش مردگي مي زند، گربه مي خوردش.

  50. سانی می‌گوید:

    به یارو ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن، ديوار ميسازن! #grin

  51. سانی می‌گوید:

    يك روز ملانصرالدين خرشو توی جنگل گم مي كنه. موقع گشتن به دنبال خر يك گورخر پيدا مي كنه. بهش میگه: اي كلك لباس ورزشي پوشيدي تا نشناسمت! #silly

  52. بهار می‌گوید:

    ه لره ميگن طرفدار چه تيمي هستي ؟ميگه:قربون جدش برم” آ سيد ميلان

  53. سانی می‌گوید:

    به يه ني ني کوچولو گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟ #smug
    بهار جونم ما رفتيم! عصر يه سر ميام ببينم چی شده اينجا خدا کنه نسيم دعوامون نکنه! #worried #grin #eyelash

  54. بهار می‌گوید:

    نسيم جان ببخش شيطوني كرديم
    من نه ها #eyelash ساني و رونيكا#devil
    الفراااااااااار#smug

  55. خانمه می‌گوید:

    اصلن يادم رفت چی ميخواستم بگم .
    کلی جوک خوندم و خنديدم#grin

  56. خانمه می‌گوید:

    راستی ميشه بيايی برای پيدا کردن اسم کمکم کنی#heart

  57. ماندانا می‌گوید:

    صبوری سخت ترین کار دنیاست

  58. کاپریس می‌گوید:

    خدا بزرگه نسیم عزیز خیلی ها برات همیشه دعا می کنن . امیدوارم یه روز شرایط خیلی بهتر شه … سلامتی رو به دست می یاری … جمله زیبایی نوشته بودی … مرداب و عشق … مرسی #flower

  59. آرام می‌گوید:

    مثل همیشه برات آرزوی سلامتی دارم#flower

  60. ییلاق ذهن می‌گوید:

    چه جالب آدم دکتر بره بعد خودش بگه چه دارويی واسم بنويس #worried
    اميدت رو هيچ وقت از دست نده #kiss

  61. شهلا می‌گوید:

    همون بهتر که متگسانترون را استفاده نکردی #smug
    مثلن من که یک سال آزگار به بدن بد بختم واردش کردم خیلی حالم را خوب کرد!؟#worried

  62. طلا می‌گوید:

    دکتر منم جالبه چون وقتی خودم تنها ميرم معاينه نمی کنه ولی وقتی يکی باهام مياد معاينه می کنه . #laugh #smile #flower

  63. نسیم می‌گوید:

    چقدر کامنت فکر کردم عوضی امدم#party

  64. بهار می‌گوید:

    سلام نسيم جون#hug #heart #kiss
    اوهوم. چقدر كامنت. واي واي چه بچه هاي شيطوني(ساني و رونيكا)#devil #devil
    من كشته ميشم امروز#grin #tongue

  65. بهار می‌گوید:

    ميگم آدمي جوك بلد نباشه همينه ديگه.#silly چه معلومه كپي پيست كردم#sick
    يه چيز ديگه: چه بعد از كامنت نسيم جون هي كامنت گذاشتم#hug #kiss

  66. اصلان می‌گوید:

    #thinking دکتر بوده واقعا؟

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.