سفر دیگر

وقتی پیداشون شد کلی عذرخواهی که ال شد و بل شد اما اثرش در جسم من مونده بود اما ظاهرا خندیدم گر چه بعضی جاها را رفتیم اما هر چه میگذشت روحم ناارامتر میشد و بیشتر پی به معلولیت خود میبردم دوستان هم که قبلا اونجا بودند تمام دیدنیها را رفته بودند و غالبا برای دیدن ازش در میرفتند و غالب وقتمون توی مغازه های خود هتل و مغازه های دوروبر میگذشت من عاشق طبیعتم اما مجبور بودم تحمل کنم اما اینم یک تجربه واسم بود شاید یک تجربه تلخ اما بزرگتر شدم یاد گرفتم روی هر کسی نمیشه حساب کرد بعضی ها خودخواهیشان اونقدر بزرگه که خودشون هم ازش بی خبرند بعضی ها حرفهایی بی فکر میزنند اما پای عمل کم میاورند بعضیها از یک بیمار سوئ ستفاده میکنند تا به اهدافشون برسند و بعضیها ادمو در اوج بحرانها تنها رها میکنند.خلاصه قرار نیست همه سفرها شیرین باشد اما میشه از تلخ و شیرین درس گرفت .نکاتی از کشور مالزی و عکسهای سفر و برگشت به ایران را یکبار دیگه مینویسم.
پیوست :حالم زیاد خوب نیست چشمانم درست نمیبیند و دستانم بی رمقند

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 دیدگاه دربارهٔ «سفر دیگر»

  1. شهلا می‌گوید:

    خوبه که خودت شناختی این دنیای بد را!!!#applause

  2. سانی می‌گوید:

    تجربه ای ديگر! #smile

  3. هانيل می‌گوید:

    حالا عيبی نداره … محدوديت هايی که هست و کاريش نميشه کرد هيچ کس مطابق ميل ما رفتار نميکنه و احدی نميتونه فرد ديگه ای رو درک کنه…. مواظب خودت باش#kiss

  4. راما می‌گوید:

    مثل اينکه اصلا حالت خوب نيست
    نگران شدم
    از بی وفايی و ضد حال زدن ديگران که هر چی من هم بگم کمه
    آدم بعضی وقتها از رفتار خيلی ها ميمونه
    انگار نه انگار که وقتی خودشون مشکل دارن ما ها خودمونو براشون فدا ميکنيم
    اونم کسايی که اصلا فکرشو نميکنی. اونم زمانی که تو به کسی احتياج داری…..

  5. اهری می‌گوید:

    سلام
    خیلی ها هستند که فکر میکنند انسانند ولی به اندازه … هم ارزش و فهم و شعور ندارند خاله جان ! این را خیلی وقت قبل باید میدونستی .
    بگذریم ، ولی یادمان باشد که : تجربه ها سنگ محکی است که عیارمان را بالا نشان میدهد و ما را قدمی به جلو میبرد. امیدوارم سعی کنی با این جور مسایل که بضرر تن و روح ات است ریلکس باشی خواهرم . روزگار غریبیست و آنچه تو از سفرت نوشتی هر روز و هر روز برای خیلی از ماها و با نوع و شکلی دیگر رخ میدهد . مواظب خودت باش
    با آرزوی شادکامی و تندرستی ات

  6. وبنتاج می‌گوید:

    من هم معلولم به من سر بزن

  7. طلا می‌گوید:

    نسيم خانمی من ميدونم که شما خيلی خيلی مقاوم تر از این حرف ها هستيد که اعصاب خودتون رو برای يک سفر بهم بريزيد . #kiss #heart #smile #flower

  8. طارمه می‌گوید:

    توی این دنیای لعنتی به هیچ کسی نمیشه اعتماد کرد. یه روزهایی میرسه که غرور و ابهتت رو زیر پا له می کنند. یه روزایی میرسه که تمام نامردی ها رو در حقت کامل می کنند.
    کاشکی یه حسن پیدا میشد و دست ما رو هم می گرفت و می برد…

  9. نازمهر می‌گوید:

    نسيم عزيزم درست برعکس تو در سفر به سوريه که داشتم يه دختری که ام اس داشت و فقط می لنگيد پدری از ديگران درآورد. مرتب می گفت من ام اس دارم اينکارو بکنيد يا نکنيد. آبروی هرچی ام اسی بود برد.
    عزيزم به نظر من محدود بودن به ويلچر معلوليت نمی سازه وقتی روح آدم بزرگ باشه معلول نيست. معلول اونهايی هستند که از نوک دماغشون فراتر رو نمی بينن.
    بهرحال فکر کنم بشه اونا رو هم بخشيد چون هيچ وقت درد ما رو نمی دونن. هيچ وقت هم فکر نمی کنن ممکنه اين اتفاق روزی برای خودشون بيفته.
    در واقع اگه کاری می کنن از روی ناآگاهی هست

  10. mohammad ehsan می‌گوید:

    سلام.
    پس سفرخیلی خوبی نبوده.
    منظور از ام اس چیه؟

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.