روزها ننوشتن و حالا

چهار شنبه بالاخره التماسها اثر کرد و مرا بردند دکتر ارتوپد. اخه کمرم از درد طاقت لحظه ای نشستن را هم نداشت خانم دکتر مهربون گفت :هر دفعه که ترا میبینم دلم میخواد با پاهای خودت بیایی داخل مطب و من با لبخند میگویم سعی میکنم .بعد از دکتر به بهانه عینک خریدن رفتم عینکسازی اخه عینک داداش کوچکه مدتیه شکسته و پسره میگه همین خوبه خلاصه هی عینک زدم به چشمم و اون نگاه کرد تا اینکه یکی توجهش را جلب کرد و بالاخره از خر شیطون اومد پایین و انتخاب کرد حالا منم باجبار باید عینکی تحمیلی که اصلا دوست نداشتم واسه اینکه اقا دوباره سوار خر نشه انتخاب میکردم و نتیجه شد دو عینک با اخرین مدل شیشه و جیب خالی من.
پنجشنبه دوباره تب و دردهای شکمی امد سراغم در حالیکه روز قبل تمام ازمایشاتم خبر از عدم عفونت میداد اما کمخونی بزرگ .اما باز هم تب و بی حسی و بیچارگی و فیزیوتراپ گفت چند ماهه منو بیچاره کردی هی کار میکنیم هی تب تو رشته ها را پنبه میکند و من مستاصل در جواب.
در ضمن پنج شنبه عروسی دوستم بود وباید بگم که دوروز قبل داماد که از همکاران من است واسه دعوت و تشکر از اینکه این دو تا را واسه هم جور کردم با احترامات کامل دعوتم کرد حالا تصور کنید من با روی زرد و تب و دل پیچه در حالیکه یکی صورتم را پنکیک میمالید و یکی رژ چگونه رفتم عروسی و بعد از یکساعت که اونجا چرت زدم برگشتم خونه .
پیوست یک :نوید عزیز در حال تعویض سرور بود و چند روزی راحت بودید از اسپیشیال .
پیوست دو:چقدر خسته ام نمیدانم چرا روحا ناارامم.دیگر دیگران برایم مهم نیستند خودم که اصلا مهم نیستم انگار غم بزرگی توی دلم است که با هیچ ترفندی نمیرود .چقدر منتظر بهار شدم تا بیاید و با باران معجزه اسایش غمهای دلم را بشوید اما یا باران کافی نبارید یا غم من خیلی بزرگ بود.
پیوست سه:پیوست دو مربوط به روزهای بیماریست .
پیوست چهار:چقدر حرف زدم انگار عقده شده بود ننوشتن
در ضمن اعیاد شعبانیه بر همه مبارک
کسانی به جهان امدند که نیم قرن بعد دوباره متولد شدند و عمرشان ابدی شد.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

16 دیدگاه دربارهٔ «روزها ننوشتن و حالا»

  1. صادق می‌گوید:

    سلام
    مدتها بود که اول نشده بودم#applause

  2. صادق می‌گوید:

    ميگم دردی هم هست که خدا به تو نداده باشه؟ #thinking
    بجای اينکه از خدا بخوای که شلوارت را بکشه بالا باهاش صحبت کن يه کم از اين ميکروبها و ويروسها و باکتريهايی که انداخته تو تنبون تو برداره بريزه دور#smug
    راستی ميگم تو نمونه آزمايشگاهی خوبی هستی برای درس آناتومی ديگه نيازی نيست چند تا بيمار بيارن تو تنهايی جای چند تا رو ميگيری ها

  3. صادق می‌گوید:

    بابا حالا چرا عصبانی ميشی؟ خوب شوخی کردم اصلا ديگه لال ميشم وچيزی نمی نويسم

  4. صادق می‌گوید:

    خداحافظی که ميتونم بکنم

  5. صادق می‌گوید:

    خداحافظ

  6. کورال می‌گوید:

    برات ارزوی سلامتی می کنم..

  7. اميد می‌گوید:

    سلام#flower #flower #flower
    بالاخره سحرنزديك است شب ماندني نيست#applause #applause #applause

  8. رونيکا می‌گوید:

    ايول توی عروسی چرت زدی؟#surprise #laugh #rolling
    آخرشی بابا#rolling #silly
    من هر جا بگی چرت زدم الا عروسی#grin
    خداييش چه لطفی به اسپشال داری نسيم جان#laugh

  9. سانی می‌گوید:

    #flower اميدوارم خوب خوب باشی

  10. فرزانه می‌گوید:

    توی عروسی چرت زدن هم از توانائيهاييه که فقط از نسيم برميادا !! با اون همه سر و صدا من حتی اگه توی کما هم باشم به هوش ميام #grin
    #flower

  11. توتیا می‌گوید:

    باید مثانه را بخش بررسی
    عفونتش بده

  12. آرين می‌گوید:

    سلام نسيم جان.
    انشاالله که همه چی به زودی خوب خوب ميشه. هيچی نيست.اين زندگی فقط جنگه. بايد جنگيد و پيروز شد.
    ما هم که ميدونی،شکست تو کت ما نمی ره که نمی ره. چی کنيم. ما اينيم ديگه.
    سر يه اشتباه مطالب بلاگم پاک شد،ولی از اونجا که ما اهل شکست و کنار کشیدن نیستیم ،مجددا دست به کار شدم و علاوه بر سایت، این وبلاگ رو هم آپ می کنم.تو پست قبلی هم کامنت گذاشته بودم که بیای اما مثل اینکه متوجه حضورم نشدی.
    منتظرم.
    انشاالله که هر چی زودتر سلامتیتو بدست می آری.
    آرین
    #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower

  13. سانی می‌گوید:

    Why Iranian immigrate?
    It’s one of the most important points that we should consider about it. Unfortunately the government doesn’t pay attention to the above subject. Now days, Iranians, specially young generation are under pressure and after they finish their high schools they can’t accept in universities and they decide to continue their educations in another country. And those who finished their educations and graduated from one of the universities in Iran don’t find a good job related to their majors and because of finding job they decide to immigrate. This is a big disaster because the country loses its fresh, active and energetic powers.
    I know that living in another country has many difficulties but inspect of all these difficulties those countries respect to educated people and specialists. But unfortunately in our country there isn’t such a respect.
    We come into conclusion that if young generation have good situations to go to universities and finding good jobs they never want to go to foreign countries ang our society will become one of the most progressive countries in the world.

  14. سانی می‌گوید:

    نسيم جان شايد کمی غلط غلوط داشته باشه مال خودمه هنوز استاد تصحيح نکرده. اميدوارم به دردت بخوره#flower

  15. مهران می‌گوید:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام دوست عزیز
    همین طور که می دانید (شاید هم نمی دانید)مهمترین عامل برای بالا رفتن رتبه شما در موتور های جستجو
    وجود لینک شما در وب های دیگر می باشد
    اگر مایل به تبادل لینک و نتیجتا بالا رفتن رتبه خود در گوگل هستید لینک ما را با آدرس http://www.sms2iran.mihanblog.com و با نام ( اس ام اس تو ایران ) در وب خود درج کنید و به ما اطلاع دهید تا در کمتر از 24 ساعت شما را با نام دلخواهتان لینک کنم
    موفق ترین انسانها کسانی هستند که از کوچکترین فرصتها در لحظه آشکار شدن آن استفاده میکنند
    متشکرم

  16. صدف می‌گوید:

    حداقل ميم ری عروسی با دامبال و ديمبولش حال کن…اين ام اس کم برامون بندری نمی زنه که#thinking

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.