شگفتی

دیروز فاطمه دخترپنج ماهه داداشم اومده بود خونه ما اخه مامانش وقتی میخواد بره دانشگاه اونو میاره پیش مامان .یکساعت به رفتارش خیره شدم مدام دستاشو بالا میاورد و بهشون نگاه میکرد یا وقتی چیزی یا کسی توجهش را جلب میکرد و در حوزه نگاهش نبود گردنشو کج میکرد و اونقدر کج که سرش از رو بالش میافتاد نمیدانید چه کیفی داره دیدن حرکات یه نوزاد و چقدر شگفتی از این افرینش:surprise
پیوست:از یکی میپرسند پیامبر کی به رسالت رسید ؟
میگه نمیدونم من ازادی پیاده شدم.:rolling
پیوست دو:اینم عکسای شهرعزیزم
View image
View image
View image
View image
View image
View image
View image
View image
View image
View image
View image
View image
View image

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

14 دیدگاه دربارهٔ «شگفتی»

  1. ندا می‌گوید:

    اون پارکه کجاست ؟ تا حالا همچين جايی نديده بودم تو شهر عزيزمون

  2. نسيم می‌گوید:

    ندا جان باغ شازده است

  3. ياسمن بانو می‌گوید:

    نسيم جان به اقاهه ميگفتی امسال بيست دقيقه زودتر به رسالت رسيده پيامبر….. مواظب خودت باش خانومی . شاد باشی هميشه#flower

  4. اميد می‌گوید:

    سلام#flower
    ايشالاهميشه سالم وسلامت باشه كوچولوموچولوماماني#laugh #rolling

  5. آرشام می‌گوید:

    سلام و ممنون بهم سرزدين خوشحال ميشم با نظرات مفيدتون راهنمائيم کنين
    پسرسپيد شما آرشام

  6. ننوس می‌گوید:

    آره نسيم جون بتافرون#smile

  7. ماندانا می‌گوید:

    با اين عکس ها حتما بايد بيام کرمان

  8. سير می‌گوید:

    سلام
    عکسهای زيبايی گرفتی#flower #applause #hand

  9. سير می‌گوید:

    سفر بعد حتما ميام کرمان
    قبلا زياد آمده بودم#flower #hand

  10. دختر آفتاب می‌گوید:

    سلام مهربونم #kiss
    شکر خوبم … هنوز نفسه مياد و ميره بدون اجازه #winking

  11. ندا می‌گوید:

    یکی و دو تا مونده به آخر !
    باغ شازده است ؟

  12. دلا می‌گوید:

    کاش از اون نی نی ۵ ماهه هم عکس میگذاشتی#heart

  13. سانی می‌گوید:

    #heart #kiss

  14. سوک سوک می‌گوید:

    ديگه زدی تو کار عکاسی#thinking
    خيلی زيبا بود ولی نميدونم چرا واسه من نصف و نيمه دان ميشد#worried

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.