قدم نو رسیده

چند روز پیش مدیرکل شرکتمان از حج اومده بود و ولیمه داده و مطابق معمول من تو اینجور مراسم غایب بودم بعد از ظهر دیدم مدیرکل خودش امد توی اتاقم و من جمله ای که باید توی اینجور مواقع بگم یادم رفته بود شب که ارش زنگ زده بود داشتم این جریانو واسش تعریف میکردم گفت
میگفتی :قدم نو رسیده مبارک :rolling:laughing
پیوست:ایام عزاداری را فقط خونه بودم خیلی دلم میخواست یک تعزیه برم بیاد کودکی

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

17 دیدگاه دربارهٔ «قدم نو رسیده»

  1. سانی می‌گوید:

    از دست اين آرش#laugh

  2. سبکبال می‌گوید:

    سلام مهربون . چند وقتی وبلاگ های اسپيشيال بسته بود ؟ من نمی تونستم بيام #surprise

  3. چشم کوتاه تر مينويسيم . اما بنظر من بايد ميگفتيد : ای قوم به حج رفته کجاييد کجاييد؟ معشوق همين جاست بياييد بياييد و بعد به يکی اشاره ميکرديد ترجيحا …بگذريم .

  4. سجاد می‌گوید:

    آرش هنوز زنده است؟#worried #grin

  5. عسل می‌گوید:

    #rolling
    لينک هم خوب شد يادآوری کردی درستش کردم

  6. سلام بر نسيم خانم گل دوست عزيز و بسيار گرامي .
    ممنون از لطف بي كرانتان .
    معلومه كه اوضاع جسمانيت به شكر خدا خوبه
    چون اينبار زياد و هر روز نوشتي
    از اثرات آب و هواي بندره
    نكنه لاله زار رفته بودي كه برف ميامد
    شنفدم اونجا هوا اساسي خنك و سرده
    لذت بردن از اونچه كه داريد را فراموش نكنيد بخصوص تندرستي كه بزرگترين ثروت‌هاست
    به همه با صداي بلند سلام كنيد

  7. شيخ حقگو می‌گوید:

    قدم نو رسيده مبارک از دست اين آرش#laugh
    البته چه مدير کل خوبی داررين ها#thinking

  8. نازلی می‌گوید:

    #laugh
    خوب شد آرش زودتر از اينا زنگ نزد و راهنماييتون نکرد#grin وگرنه چاره ای نداشتيد جز اينکه حرف آرش رو گوش کنيد و به مديرتون تبريک بگيد #laugh

  9. مهديس می‌گوید:

    چه خبر از آرش سنگ نشده #devil #grin

  10. ماندانا می‌گوید:

    شماره آرش به من هم بده از اين به بعد اگه مشکلی داشتم ازش بپرسم#grin #laugh

  11. سونامی می‌گوید:

    تو که نگفتی ولی من گاهی قاطی می کنم و از مهمونی که برمی گرديم می گم خيلی زحمت کشيدين که تشريف اووردين #grin
    گاهی هم وقتی خودم دارم می رم می گم به شلامت #blush

  12. سوک سوک می‌گوید:

    ببینم نکنه گفتی زیارت قبول!!یا ایشالله صد سال خوشی و خرمی#rolling

  13. سوک سوک می‌گوید:

    جون ما نيگاه!منم اول که خوندم مطلبتو فکر کردم مدير کل بچه به دنيا آوردو اون مطلب بالايی رو نوشتم#angry

  14. افشین می‌گوید:

    #laugh خوب شد اقلا هیچی نگفتی !! من از این سوتیا هم تو آرشیوم د ارم . ماه محرم هر سال داره از سال قبل بد تر میشه . فقط قرتی بازیه … دیگه رسما شده حسین پارتی !

  15. کورال می‌گوید:

    من بودم ميگفتم: از اين حرف هايی که اين طور وقت ها می زنن#grin #grin

  16. بهار می‌گوید:

    سلام نسیم جان … #grin #laugh … منم همینطورم تو اینجور مواقع حرفم یادم میره … یه بار یادم داییم واسه تسلیت یکی از بستگان زنگ زد به دختر ش که تسلیت بگه …. حالا منم نشستم کنار داییم … یه دفعه داییم گفت : خبر بدی شنیدم … خوب خوب تبریک میگم #surprise #surprise …. قاطی کرده بود دایی بیچاره کلی شرمنده شد و معذرت خواهی کرد #grin حالا یکی می خواست منو بگیره #rolling #grin #thinking

  17. صدف می‌گوید:

    امان ازين تعارفات ايرانی منم چندروز ژيش خيرات ژدر همکارم را خوردم گفتم بسلامتی#sick

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.