ادامه سفر

ادامه ماجرای سفرم را بگم از گرگان از سمت جاده کناره رفتیم طرف امل نور و…هر جا دریا بود توقف میکردیم ناهار را جاتون خالی ماهی پلو شمالی خوردیم و گشتیم دنبال ویلایی که ویلچر تا دم اب بره اخرش توی سیسنگان همچین جایی را پیدا کردیم دو روزی مهمون دریا و ارامش و باران و جنگل بودیم یه روز با ویلچر تا جایی رفتم که اب تا تنه ام رسید چه کیفی داد اب بازی ظهرش جاتون خالی روی سنگهایی که حامد بصورت اجاق درست کرده بود کبابی اجاقی درست کردیم نزدیک اب .یه روز هم رفتیم سد خاکی سیسنگان دریاچه پشت سد با سی متر عمق عجب محشر بود و در اونجا صدای دوستان مهربانم نسیم وبهار را شنیدم وکلی ذوق کردم وسرانجام از جاده چالوس برگشتیم تهران.
ویه راست فرودگاه همراهانم که بسیار مهربان و با تدبیر بودند رفتند و من ماندم و فرودگاه تا لحظه پرواز. یکی از اشنایان که میخواست منوببینه اومد فرودگاه داشتیم گپ میزدیم و سالاد مکزیکی میخوردیم که مونا و خانواده اش اومدند مث همیشه مهربان و صمیمی حسابی گپ زدیم و مونا سلام و پیغامهای همه را رسوند و در اخر پروازی ارام بسوی خانه.
روزهایی را که در غفلت برای جنگیدن با سرنوشت محتوم سپری کردم به فراموشی موجهای دریا سپردم
و روزهای ارامش را از دریا خریدم

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

20 دیدگاه دربارهٔ «ادامه سفر»

  1. بهار می‌گوید:

    سلام#flower
    هميشه به خوشی و آرامش#flower

  2. دختر آفتاب می‌گوید:

    ای بهار بدجنس!!! #cry

  3. دختر آفتاب می‌گوید:

    ببخشيد نسيم جون من و اين بهار خانم کل کل می کرديم واسه اول شدن که ….. #sad
    پيغام منم رسيد؟ چقدر منتظر روزی بودم که می ای تهران #brokenheart

  4. يه دوست می‌گوید:

    عجب معامله پرسود و خوبي
    ولي خانم گل تو اين دنياي بي سر و ته جز مرگ كه حتميه ، هيچ محتومي وجود نداره حتي سرنوشت
    هميشه خوش باشي#heart #heart

  5. نسیم می‌گوید:

    به دختر افتاب اره رسید بزودی میام اما فقط تهران میمونم#flower

  6. نگار می‌گوید:

    اخيييی نازی چه سفر خوبی #hug حوش باشی هميشه #kiss

  7. بهار می‌گوید:

    دختر آفتاب ببخشيد که در عين شايستگی از جام حذف شدی#grin
    من در اينجا اعلام ميکنم که نشان افتخار اول شدنمو تقديم ميکنم به دختر آفتاب#flower
    نسيم جان ببخشيد.
    راستش همون اول ميخواستم بنويسم چقدر از شنيدن صداتون خوشحال شدم و چقدر هم آرومم کرد#flower
    گفتم اينجوری زياد تو چشم نباشه بهتره#tongue

  8. آورا می‌گوید:

    چه دادو ستد خوبی کردی#flower

  9. صدف می‌گوید:

    خوشحالم که خوشی#flower

  10. قصه گو می‌گوید:

    برات کلی خوشحالم..اميدوارم همه روزهات مثل دريای اروم زيبا و لذت بخش باشه#kiss #heart

  11. سانی می‌گوید:

    #flower

  12. نسيم می‌گوید:

    سلام
    خوب خانومی
    خوشحالم که به سلامت رسيدی
    امیدوارم که همیشه سالم باشی و در سیر و سفر
    خیلی خوشحال می شدم اگه توی شهرمون تو رو می دیدم اما مثل اینکه قسمت نبود
    نسیم خوبم همیشه برایت دعا می کنم
    امیدوارم که یه روزی ببینمت اما فکر کنم این فرصتی که من از دست دادم بهترین موقعیت بود
    مننظورم این است اگه تو هم یه جوری برنامه ریزی می کردی و من رو در جریان برنامه هایت می گذاشتی حتما می تونستم شما رو ببینم حالا چرا اصرار می کنم شاید زیاد مایل نبودی من رو ببینی
    نمی دونم امیدوارم که قضاوتم اشتباه بوده باشه
    آخه می دونی چی است شما که یه شب توی شهر ما موندی به نظر من اگه پیش من می اومدید بهترین تصمیم بود
    من اگه یه همچین دوستی داشتم اول با اون هماهنگ می کردم تحت هر شرایطی که شده خب حتما شما ما رو قابل ندونستید دیگه!!!!
    باز هم نظر خودتون
    من رو ببخشید که اینجوری حرف می زنم ولی باز هم ناراحتم
    نسیم خوبم برایت روزهای خوب و خوشی را آرزو می کنم
    #flower

  13. مهدي ناصري می‌گوید:

    همیشه کارت بیسته .
    منم بچه دریا و رودخانه ام. دو شب قبل از تصادفم برا اخرین بار ساعت ۳ شب رفتم دریا. حیف که تمام اون یه حسرت سوزنده شدند. ولی بی خیالش

  14. اميد می‌گوید:

    سلام خانم#flower
    خوشحال شدم سفرت به خوبي وسلامتي تموم شد وبهت خيلي خيلي خوش گذشت#applause
    اي ول به اين روحيه بسيارمطمئن#rolling

  15. میترا می‌گوید:

    واااااااای آب بازی… خوش به حالتون
    منم می خوام

  16. بزم خدا می‌گوید:

    سلام دوست من
    من وبلاگ شما را خيلی اتفاقی پيدا کردم
    خيلی حرفهای ناگفته دارم و فرصت کم
    شاد و بهاری بودن شما را از معشوق ازلی خواستارم
    يا هو

  17. نسیم می‌گوید:

    به نسيم عزيز بگم که در سفرهای جمعی گروه تعيين کننده کجا رفتن و کجا ماندن است علاوه بر اين من نميدانستم کی به گرگان ميرسيم و تلفنی هم از شما نداشتم روزی که شما زنگ زديد من ديگر در گرگان نبودم علاوه بر اين دوست عزيز تنها ديدار مهم نيست مهم دوستی روحانی است در هر کجای دنيا در ضمن هيچکس حق ندارد تا از زبان خود طرف نشنيده راجع به افکارش قضاوت کند علتی که زياد به وبلاگها سر نميزنم کار زياد و دستهای ضعيفم است موفق باشی#flower

  18. نسيم می‌گوید:

    سلام خانومی
    من فقط می خواستم حالا که شما راه به اين طولانی رو می آيد و اون هم به طرف شهر ما می خواستم شما رو ببينم تا دوستيهامون مستحکم تر بشه
    اميدوارم که شما رو ناراحت نکرده باشم
    اميدوارم که هميشه در سير و سفر باشيد و سلامت باشيد و ايام به کامتون
    از خداوند مهربان سلامتی شما رو می خواهم
    دستانت را بوسه می زنم و منتظر ديدار دوباره ات می مانم
    به اميد بهترين آرزوها برای شما دوست خوبم#flower

  19. shahin می‌گوید:

    هميشه به خوشی باشی دوست خوبم

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.