نامگذاری

دیروز خاطرات چند سال پیش را توی ذهنم ورق زدم یاد دوران دانشگاه افتادم و لبام پر خنده شد وقتی یاد اسمایی که روی همدیگه میذاشتیم افتادم .
یادمه اسم یکی از پسرا را گذاشته بودیم پیف پاف میدونید چرا؟:surprise
یه بار سر کلاس یه پشه ای را با دستش گرفته بود و دخترا که منتظر همین جور لحظه ها بودن اسمش را گذاشتن حشره کش پیف پاف.:rollingالبته کاراته کا بود و اگه میفهمید دخترا چه اسمی واسش گذاشتن با یه ضربه نقش زمینمان میکرد :devilدو سال پیش توی شیراز با پسر کوچولوش دیدمش و خاطرات دوران جوانی را تازه کردیم.:hug
یکی از پسرا هم که همیشه پیراهن گل منگولی با طرحهای شلوغ مث پیراهنهای هاوایی میپوشید اسمش شده بود گل باقالایی خانم .:silly
دوتا پسره هم بودن که همیشه با هم بودن و یکیشون کوتاه و تپل بود واون یکی بلند وباریک اسم اونا هم بلک و للک بود.در ضمن بگم اینا اسم شخصیتهای کارتونی زمان ما بود.:angel:tounge
یه پسره هم بود که صدای نخراشیده بلندی داشت قد بلند چاق و چهارشانه و به همه کمک میکرد اسمش را گذاشته بودیم جان کوچولوی رابین هود.:angel
یکی از پسرا هم که خیلی ادعای روشنفکری میکرد و مدام حرف میزد تنسی تاکسیدو کلاس بود.:angry:shades
خلاصه همه پسرا که حدود بیست تا بودن توسط ما چهار دختر کلاس اسمگذاری شده بودن .:waiting:applause
البته بگم اونا خیلی هوای مارو داشتند و کلی تحویلمون میگرفتند اما نمیدونم روی ما اسمم گذاشته بودن یا نه؟:eyelash
اما اگه میخواستن روی من اسم بذارن دو تا پیشنهاد بهشون میدادم یکی عینکی مدرسه موشا یکی هم دختر ایستگاهی آخه جایی نبود که من بخاطر ام اس و خستگیش ننشته باشم روی رادیاتور شوفاژ روی صندلی نگهبان دانشگاه روی پله های دانشکده روی نیمکتای محوطه روی لبه نرده ها و…:rolling
نسیم

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

26 دیدگاه دربارهٔ «نامگذاری»

  1. نگار می‌گوید:

    اووولللللللللللللللللل#grin

  2. نگار می‌گوید:

    اووولللللللللللللللللل#grin

  3. بهار می‌گوید:

    سلام#flower
    ياد کلاس خودمون افتادم #blush #grin

  4. نگار می‌گوید:

    واييی ۲ بار اول شدم چرا؟ ميگم اسمايی که رو پسرای کلاستون ميداشتين بامزه بود #grin

  5. بهار می‌گوید:

    نگار جون عزيزم شما کجا بودی؟ من سبد گذاشته بودم.

  6. نازمهر می‌گوید:

    نسيم جان من و دوستام هم اون وقتا که می رفتيم کتابخونه برای درس خوندن از اين اسما می ذاشتيم روی پسرا.
    واقعا چه دورانی بود#eyelash

  7. صادق می‌گوید:

    سلام
    زياد خوش خيال نباش معمولا اسمهايی که پسرا ميگذارند خيلی وحشتناک تر از اين حرفهاست
    جوجه اردک زشت-بچه فيل-خانم گرگه و… اسم دخترهای کلاس ما بود

  8. طارمه می‌گوید:

    همينه ديگه.همه دخترا روی پسرها اسم ميگذارند.نه اينکه دلشون خيلی اونا رو ميخواد#grin ..اونوقت ما پسرا وقتی ميريم خواستگاريشون اونا جواب رد ميدن!کلاسو ميبينی#rolling

  9. نگار می‌گوید:

    مام اينجا رو هم اسم ميداريم خيلی باحاله #grin

  10. بانوی باران می‌گوید:

    آره بابا اونها هم اسم ميذارن !!! ما هم اسم ميذاشتيم و فكر ميكرديم خبر نداريم تا اينكه فهميديم يك نيروي نفوذي همه رو لو داده و از همه مهمتر اينكه اين نيروي نفوذي با يكي از پسرهاي كلاس ازدواج كرد و اون وقت بود كه فهميديم اسم گروه ما رو پسرها گذاشتن يوگي و دوستان ولي حاظر نشدن اسم تك تك ما رو بگن مثلا كدوم خرسه است و كدوم اسب و….:D

  11. مهديس می‌گوید:

    اسمای بامزه ای بود #laugh خيلی اين اسم گذاشتن رو همکلاسيا ودوستا کيف داره#grin

  12. arashl می‌گوید:

    salam,vala pesara bi adabtar az in harfan dar zamineye esm gozari.badam khoda vakili kheili bimaze bood.osoolan khanooma dar in zamineha estedad nadaran#winking ,belakhare khanoomi goftan dige#flower 1

  13. عسل می‌گوید:

    #rolling چه بامزه منم ياد اسمهايی که رو پسرها گذاشته بوديم افتادم#rolling مثل گردو #rolling

  14. رزا می‌گوید:

    وای ما هم از اين کارا می کنيم!مثلا گردالی!گلابی!بعضی از استادامونم رو پسرامون اسم می ذاره مثلا می گه مستر ريش!!!#grin

  15. یلدا می‌گوید:

    اتفاقا ما هم زياد اسم ميذاشتيم. مثلا اسم يکی از پسرهای همسايمون رو گذاشته بوديم فرناز آخه خيلی ناز نازو و تيتيش مامانی بود.. اسم يکی ديگه از پسرا رو هم گذاشته بوديم غولو #grin آخه وقتی ميديديش ياد حشره می افتادی بسکه کثيف بود اين بشر..

  16. آرش می‌گوید:

    #rolling اگر بدونين چه اسمايی رو دخترا می ذاريم خنديدن اندکی واستون مشکل می شه خانوما !!!#rolling

  17. آرش می‌گوید:

    #grin راستی اون قسمت که دوستتون رو با پسر کوچولوش ديدين..
    اينگونه—>#hug ياد خاطرات گذشته افتادين؟#nottalking خوبه والله
    #rolling

  18. اميد می‌گوید:

    سلام#flower
    مطمين باش پسرهاهم روي دخترااسم ميذارن#laugh
    مثلاًمن يادم هست زمان دانشجويي اسم يك همكلاسي دخترمان دراك كولا بود(چون زشت بود)#rolling

  19. نسيم می‌گوید:

    به ارش ببين جانم ما خيلی بچه مثبت بوديم مث حالا بين دانشجويان ماچ و بوسه رايج نبود#applause

  20. دنيز می‌گوید:

    #flower #flower

  21. فخری می‌گوید:

    سلام من تازه با وبلاگت آشنا شدم خوشحال میشم بهم سر بزنی

  22. فريد می‌گوید:

    يه دختره تو دانشگاه ما بود اسمش و گذاشته بوديم کمپوت#rolling #rolling
    چون هميشه تو سالن جلوی اون همه آدم ميشست رو زمين و لنگاش و باز می کرد#surprise #grin

  23. دختر آفتاب می‌گوید:

    خانم کوچولوی پسر شجاع هم خوبه ها…
    با اينکه نديدمت نسيم جون ولی احساس می کنم بايد خيلی مهربون باشی… #kiss

  24. سحر می‌گوید:

    سلام نسيم خوبم.#hug
    دلم مثل هميشه برات يه ذره شده بود.چطوری گلم؟خوبه خوب؟#kiss
    وای کلی ياد خودمو شيطنتام کردم نسيم.#blush
    دوست دارم هوارتااااااااا#hug

  25. سوک سوک می‌گوید:

    #rolling #rolling #rolling
    می گم داری کم کم يه طنز نويس قهار ميشی#grin

  26. پژمان (*) می‌گوید:

    سلام… در مورد ِ نامگذارى شاید بجاى ِ دختر ِ ایستگاهى بدنبود مى‌گذاشتند دوندهء‌استقامت یا شاید مناسبتر از آن “روندهء استقامت”…
    از اسمهایی که بچه‌ها روى ِ دخترها گذاشته‌بودند (من که اصلا و ابدا:) یکى “ایران ایر”بود چون شخص ِ موردنظر معروف شده‌بود که “بلیط ِ همه را اوکى مى‌کند” (دختر ِ بیچاره:). البته بعد از مدّت ِ کوتاهى لقب ِ “رادیو‌اکتیو” هم اضافه‌شد چون شده‌بود چشم و چراغ ِ کمیتهء انضباطى#smile #kiss #kiss #kiss

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.