عقربه ها

من پوکی استخوان شدیدی بدلیل استفاده از کورتون دارم البته در ادمای عادی استخوان سازی با تحرک بدنی فعال میشه اما در آدمای ناجوری مثل من که هم رو ویلچریم هم کورتون زیاد زدیم هم از بچگی زیاد لبنیات نخوردیم و حالا هم ایضا کمی مشکلات پیچیده تره بهمین دلیل من از

شکستگی استخوان خصوصا در ناحیه لگن ترس دارم وبیشتر ترسم از وابستگی بیشتره آخه اونوقت رنگ تنهاییام بیشتر میپره فعلا یه سری دارو برای رفع پوکی شروع کردم تا چی پیش بیاد وقتی موضوع پوکی استخوان را به برادرم رضا گفتم خندید گفت درصدش چقدره؟

گفتم : بیش از پنجاه درصد

رضا :اگه دستگاهی پیدا بشه که پوکی مغز رو بسنجه تو اول میشی . اینم از الطاف برادرانه لطفا یه لبخند بذارید

تیک تاک ساعت منتظر است

عقربه هایش بدنبال هم میدوند تا برسند

کجا؟ تا ابدیت زمان

من هم خودم را به لبه عقربک ثانیه شمار آویزان کرده ام

همراهش میدوم

وهمراهش مینگرم رنج را

رنج آن دخترک روستایی که ساعتها لب رود مینشیند

و به لباس چرکها چنگ میزند

همراهش میدوم در دشت

پابرهنه با پسرک دهاتی که کتاب فارسیش را بی کیف دارا وسارا در لباسش پنهان کرده

همراهش میدوم تا غروب

آنجا که پدر شرمسار از پیدا نکردن کار باید به خانه برگردد

همراه عقربه های زمان به میهمانی خانه نرگس میروم

چقدر سرد است خانه نرگس

این مهمانی چراغ و شومینه و لوستر ندارد

همراه عقربه زمان میروم تا ته عشق

کویری است برهوت

و منتظری تشنه

نسیم

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.